آتليه كودك | آتليه نوزاد | آتليه بارداري
آتليه كودك آتليه نوزاد آتليه بارداري

 بله در روز هاي ابري هم مي توان عكس هاي خوبي گرفت. در نگاه اول، رنگ خاكستري يكنواخت و نبودن سايه مي تواند ناخوشايند باشد، و حتي در خوشبين ترين عكاسان نيز يك حس افسردگي ايجاد كند. اما نگران نباشيد، شما مي توانيد در هواي ابري عكاسي كنيد و تصاوير عالي ايجاد كنيد، فقط بايد كمي متفاوت فكر كنيد. در اين مقاله نگاهي به چند گزينه براي https://www.digikala.com/Search/Category-digital-camera در اين نوع آب و هوا مي اندازيم.

از آسمان اجتناب كنيد: گاهي اوقات شما هيچ كاري نمي توانيد انجام دهيد تا به آن رنگ خاكستري يكنواخت روح ببخشيد. اگر در چنين شرايطي بوديد، دوربين را كمي به سمت پايين بگيريد و سعي كنيد از آن آسمان خاكستري اجتناب كنيد. به دنبال عكس هايي باشيد كه در آن بتوانيد از پايين عكس بگيريد و از خطوط هدايتگر و الگوها براي روح بخشيدن به سوژه استفاده كنيد. از يك عمق ميدان زياد و كمي جذابيت پيش زمينه استفاده كنيد تا يك حس عمق و كنتراست به عكس ببخشيد.آتليه عكاسي بارداري
آسمان را بهبود ببخشيد: اگر كمي شفافيت در آسمان وجود دارد، سعي كنيد با استفاده از يك فيلتر كاهنده نور (ND) آن را بهبود ببخشيد. ممكن است لازم باشد از يك فيلتر قوي براي برجسته كردن جزئيات استفاده كنيد، اما مي توانيد آن آسمان كسل كننده و بي روح را به يك چيز كاملا با احساس تبديل كنيد. اين تكنيك به خصوص در حالت سياه و سفيد خوب جواب مي دهد، اما به ياد داشته باشيد كه قبل از فشار دادن دكمه شاتر به صورت سياه و سفيد فكر كنيد.
[عكاسي در شرايط ابري]

يك فيلتر ND تدريجي چرخيده براي پوشاندن سمت چپ بالا به آسمان كمي شفافيت بخشيد

به خيابان ها برويد: روزهاي ابري مي تواند زمان واقعا خوبي براي گرفتن تصاوير كانديد و خياباني باشد. شما مجبور نيستيد با طيف وسيعي از كنتراست (اختلاف نوري زياد بين نواحي تاريك و روشن تصوير) سر و كار داشته باشيد، منتظر باشيد تا سوژه از سايه به مكاني با نور نه چندان ايده آل اما بهتر بيرون آيد. نور يكنواخت و ثابت به اين معني است كه شما مي توانيد بهترين مكان ها و تركيب بندي ها را براي به دست آوردن تصاوير خياباني عالي پيدا كنيد. باز هم عكس هاي خياباني سوژه اي عالي براي تصاوير سياه و سفيد هستند.

رنگ هاي نرم و ملايم: اگرچه نور آفتاب به تمام رنگ ها وضوح و اشباع مي بخشد، اما نور در هواي ابري به شيوه اي دلپذير رنگ هاي ملايم و محو را برجسته مي كند. به دنبال مكان هايي با رنگ هاي ظريف بگرديد، به خصوص جايي كه در آن چند رنگ متضاد در كنار هم وجود داشته باشد. اين كار به خصوص اگر محدوده اطراف سوژه اصلي كسل كننده يا خاكستري باشد خوب جواب مي دهد.

بيشتر بخوانيد: تاثير رنگ هاي متضاد در برجسته كردن عكس ها
[عكاسي در شرايط ابري]

رنگ هاي ملايم و نرم اين خيابان در بروژ بلژيك، در نور هواي ابري به خوبي برجسته شده اند.

يك سوژه رنگي خيلي خوب در اين نوع نور، گل ها هستند. نور نرم و يكنواخت به گل ها شفافيت و فرم مي دهد و همچنين رنگ هاي طبيعي را ثبت مي كند.

حيات وحش: علاوه بر گل ها، يك سوژه عالي ديگر در روزهاي ابري خاكستري، حيات وحش است. در روزهاي آفتابي، نور شديد مي تواند سايه هايي در ميان صورت و بدن سوژه شما ايجاد كند، نور نرم يك روز ابري به اين معني است كه شما مي توانيد تمام جزئيات حيوان را به وضوح ببينيد. اين چيزي شبيه داشتن يك سافت باكس بسيار بزرگ است كه سوژه شما را روشن مي كند. در اينجا هم مشكلات به دليل سطح نور كم هستند و ممكن است لازم باشد ايزوي خود را كمي افزايش دهيد تا سرعت شاتر مناسب را حفظ كنيد.

لنزك: در روز هاي ابري، ابر ها همچون يك سافت باكس طبيعي بزرگ عمل كرده و به شما نور نرم يكنواختي مي دهند.
[عكاسي در شرايط ابري]

نور نرم به خزهاي بدن پنگوئن ها و جزئيات قسمت هاي سياه رنگ، شفافيت مي بخشد.

پرتره: به شيوه اي مشابه با حيات وحش، پرتره هاي فضاي باز نيز سوژه اي عالي براي عكاسي در شرايط ابري هستند. در روزهاي به شدت ابري شما مي توانيد به سراغ سبك پرتره سياه و سفيد مرموز (مبهم) برويد، كه اغلب محيط اطراف شما را در برگرفته است. در روزهاي كمتر ابري، پرتره هاي چهره نزديك خوب از كار در مي آيند، شايد با استفاده از يك فلاش خارج از دوربين براي اضافه كردن يك مدلسازي نور و نورهاي كليدي به صورت. اين عكس ها در حالت رنگي خوب از كار در مي آيند، نور نرم يك اثر نقاشي مانند به پوست مدل مي دهد.

HDR: در حاليكه عكاسي در محدوده ديناميكي بالا اغلب براي گسترش محدوه ديناميكي در يك روز آفتابي روشن استفاده مي شود، اما مي تواند به همان اندازه براي اضافه كردن كنتراست و اشباع به تصاوير گرفته شده در روزهاي ابري كسل كننده نيز خوب باشد. رمز كار، همانند تمام تصاوير HDR، ظريف بودن است. ما به دنبال يك تصوير طبيعي هستيم كه كنتراست آن توسط HDR افزايش يافته است.
[عكاسي در شرايط ابري]

استفاده ظريف از HDR شفافيت بيشتري به يك تصوير مي بخشدآتليه كودك

دلايل زيادي وجود دارد كه در روزهاي ابري افسرده نشويم، ما برخي از آنها را در بالا ذكر كرديم اما اين ليست منحصر به فرد نيست. گاهي اوقات بهترين راه براي غلبه بر روزهاي خاكستري اين است كه تنها دوربين خود را برداريد و بيرون برويد و ببينيد چه اتفاقي مي افتد.

نويسنده: جيسون راو (Jason Row)

منبع:

لنزك

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۲۶ اسفند ۱۳۹۶ ] [ ۱۱:۰۶:۲۶ ] [ آتليه كودك ] [ نظرات (0) ]

 به طور معمول چيزي كه در يك عكس خوب توجه ما را به خود جلب مي كند، چيزي است كه در فوكوس قرار دارد. اما آيا تا به حال شده كه به يك عكس نگاه كنيد و متوجه شويد كه قسمت هاي خارج از فوكوس چقدر زيبا هستند؟ گاهي اوقات قسمت هاي خارج از فوكوس ممكن است مانند يك توده نرم زيبا از تاري به نظر برسند. مواقع ديگر ممكن است به صورت رديف خيره كننده بي پاياني از جرقه هاي درخشاني به نظر برسند كه صحنه را پر مي كنند. در اين مطلب لنزك به آموزش ۶ نكته براي دست يافتن به بوكه هاي بهتر خواهيم پرداخت.
[عكاسي بوكه]

ISO 125, 70mm, f/2.8, 1/800s

«بوكه ويژگي زيبايي شناختي ماتي ايجاد شده در بخش هاي خارج از فوكوس تصوير است» (از ويكي پديا).

در اين مقاله ما نگاهي به چند تكنيك مختلف براي به دست آوردن بوكه هاي بهتر در عكس ها مي اندازيم. يك نكته كه بايد در ذهن داشته باشيد اين است كه اغلب بهترين بوكه ها از تركيب تكنيك ها به دست مي آيند!
[عكاسي بوكه]

ISO 160, 35mm, f/1.6, 1/800s
1
از فاصله نزديك تر از سوژه خود عكس بگيريد

هرچه به سوژه خود نزديك تر باشيد، پس زمينه بيشتر خارج از فوكوس خواهد بود.

اكنون مشكل اين است كه لنز دوربين معمولا داراي حداقل فاصله فوكوس است (نقطه اي كه در آن لنز ديگر نمي تواند فوكوس كند، چون شما بيش از حد به سوژه خود نزديك هستيد). شما مي توانيد با عكاسي از سوژه از نزديك ترين فاصله اي كه مي توانيد، بدون نزديك تر رفتن از حداقل فاصله فوكوس، ميزان تاري پس زمينه خود را به حداكثر برسانيد.
[عكاسي بوكه]

ISO 100, 50mm, f/1.6, 1/500s
2
فاصله سوژه تا پس زمينه را زياد كنيد

اولين غريزه شما هنگام عكاسي از اشخاص ممكن است اين باشد كه آنها را مستقيما در مقابل يك پس زمينه قرار دهيد (مانند ايستادن در مقابل يك ديوار). گرفتن چنين عكس هايي خوب است، اما در اين صورت بوكه زيادي به دست نخواهيد آورد (اگر اصلا وجود داشته باشد)، و سوژه هاي شما قطعا زياد در برابر پس زمينه برجسته نخواهند شد.

شما مي توانيد ميزان تاري پس زمينه را با دورتر كردن سوژه خود از پس زمينه، افزايش دهيد. هرچه فاصله بين سوژه و پس زمينه را بيشتر كنيد، پس زمينه بيشتر مات مي شود.
[عكاسي بوكه]

ISO 800, 200mm, f/5.6, 1/800s
3
با فواصل كانوني طولاني تر عكس بگيريد

لنزهاي داراي فواصل كانوني طولاني تر (مانند ۲۰۰mm) نسبت به لنزهاي داراي فواصل كانوني كوتاه تر (مانند ۲۴mm)، سوژه را بيشتر از پس زمينه جدا مي كنند – با كاهش عمق ميدان پس زمينه مات تري به شما مي دهند. اين مي تواند به تاكيد بر ظاهر بوكه در يك عكس كمك كند.

بنابراين، اگر از يك لنز زوم مانند ۱۸-۵۵mm استفاده كنيد، آن وقت عكاسي در ۵۵mm بوكه را به حداكثر خواهد رساند!
[عكاسي بوكه]

ISO 200, 35mm, f/1.6, 1/2500s
4
با يك ديافراگم سريع عكس بگيريد

عكاسي با ديافراگم هاي سريع تر (f/1.4، f/1.8، f/2.8) مي تواند به ايجاد عمق ميدان كمتر كمك كند. هرچه ديافراگم شما بازتر باشد (اعداد f كوچك)، عمق ميدان شما كمتر خواهد بود. ايجاد يك عمق ميدان كم اجازه خواهد داد تا ميزان بيشتري از تصوير شما خارج از فوكوس باشد – كه پتانسيل ايجاد بوكه را افزايش مي دهد.

اين مي تواند كمي گمراه كننده باشد، چون تنها عكاسي در f/1.4 تضمين نمي كند كه شما در عكس هاي خود بوكه داشته باشيد. به عنوان مثال، اگر از سوژه اي عكس مي گيريد كه خيلي دور است (مانند يك كوه)، آن وقت حتي اگر با يك ديافراگم سريع هم عكس بگيريد، هيچ بوكه اي به دست نمي آوريد. چرا اينطور است؟ چون وقتي سوژه شما دور است، لنز دوربين بر روي بينهايت فوكوس خواهد كرد، و همه چيز در عكس در فوكوس خواهد بود. اگر همه چيز در عكس در فوكوس قرار داشته باشد، هيچ بوكه اي وجود نخواهد داشت.

بعضي از لنزها مانند لنزهاي كيت، ديافراگم هاي بسيار سريع ندارند. به عنوان مثال يك لنز ۱۸-۵۵m ممكن است ديافراگم f/3.5-f/5.6 داشته باشد. اين بدين معني است كه وقتي لنز در ۱۸mm است، بزرگترين ديافراگم f/3.5 است، اما وقتي كه شما تا ۵۵mm زوم مي كنيد، بيشترين مقداري كه ديافراگم اجازه دارد باز شود f/5.6 است. در اين وضعيت، بهترين كاري كه بايد براي به دست آوردن بهترين بوكه انجام دهيد اين است كه در ۵۵mm در f/5.6 عكس بگيريد. فاصله كانوني طولاني تر ۵۵mm (حتي در f/5.6) نسبت به تنظيم لنز بر روي f/3.5 در ۱۸mm، كار بهتري براي ثبت بوكه خواهد بود.

لنزك: به يك ديافراگم باز مثل f/1.4 سريع گفته مي شود چراكه امكان انتخاب يك سرعت شاتر سريع را مي دهد.
[عكاسي بوكه]

ISO 50, 55mm, f/1.8, 1/320s
5
يك چيز درخشان در پس زمينه/ پيش زمينه خود قرار دهيد

زماني كه شما تركيبي از هايلايت ها و سايه ها را داشته باشيد (به عنوان مثال، فيلتر نور خورشيد از ميان يك درخت)، بوكه دراماتيك تر به نظر مي رسد. هايلايت هاي (قسمت هاي روشن) خارج از فوكوس بوكه اي ايجاد مي كنند كه درخشان به نظر مي رسد. داشتن تركيبي از سايه ها كمك مي كند تا آن هايلايت هاي درخشان برجسته شوند. اگر شما مجموعه اي از چراغ هاي ال اي دي داشته باشيد كه در اطراف آويزان شده اند، به راحتي مي توانيد ايجاد بوكه را تجربه كنيد. نور ميان درختان و آب اسپري شده نيز سوژه هاي جالبي هستند.

همچنين اغلب مي توانيد بافت ها و الگوهاي جالبي بر روي زمين پيدا كنيد كه بوكه هاي جالبي ايجاد مي كنند. اين در واقع براي عكاسي پرتره مفيد است – كه بتوانيد به سرعت در هر جايي كه ايستاده ايد يك پس زمينه جالب ايجاد كنيد. نور روي چمن ها، صخره ها، يا شن و ماسه در هنگام غروب آفتاب نيز بوكه هاي واقعا زيبايي ايجاد مي كند!
[عكاسي بوكه]

ISO 1600, 35mm, f/1.6, 1/125s
6
تعادل را پيدا كنيد

آيا چيزي تحت عنوان بوكه بسيار زياد وجود دارد؟ بله!

ببينيد، اگر شما تمام تكنيك هاي بالا را با هم تركيب كنيد، مي توانيد بوكه اي ايجاد كنيد كه ذهن مردم را تحت تاثير قرار خواهد داد! بوم!

اما چيزي كه بايد در مورد آن فكر كنيد اين است كه بوكه در واقع چطور عكس شما را ارتقاء مي دهد. آيا توجه بيننده را از سوژه شما منحرف كرده و كاملا نمايش را مي دزدد؟ ثبت بوكه در تصاويرتان خوب است، اما اگر بوكه قرار است يك المان پشتيبان در تركيب بندي شما باشد، آن وقت اين وظيفه شماست كه تعادل را پيدا كنيد.

هنگامي كه آن تعادل را پيدا كنيد، بوكه قطعا كمي جادو به عكس شما اضافه مي كند!
لنزهاي توصيه شده براي بوكه

اگرچه شما مي توانيد با هر لنزي عكس هاي داراي بوكه بگيريد، اما داشتن لنزي با حداكثر ديافراگم سريع (بيشينه گشودگي ديافراگم زياد) قطعا يك مزيت است. لنزهاي داراي ديافراگم سريع معمولا لنزهاي پرايم هستند (با يك فاصله كانوني ثابت، بدون زوم).

يك توصيه كلي براي به دست آوردن بوكه خوب اين است كه با يك لنز ۵۰mm f/1.8 عكس بگيريد.

هنگام استفاده از يك لنز ۵۰mm بر روي يك دوربين فول فريم، متوجه خواهيد شد كه اين يك فاصله كانوني كاملا متنوع است كه مي تواند در بسياري از شرايط مختلف مورد استفاده قرار گيرد. براي دوربين هاي APS-C يا كراپ سنسور، ۵۰mm هنوز هم يك فاصله كانوني فوق العاده است، به خصوص براي پرتره، اما ممكن است براي

 عكاسي با هدف كلي كمي بيش از حد بلند باشد و خيلي نزديك به نظر برسد (در اين صورت اگر يك دوربين كراپ سنسور داريد، يك لنز ۳۵mm را چك كنيد كه فاصله كانوني معادل با يك لنز ۵۰mm بر روي يك دوربين فول فريم را به شما خواهد داد).آتليه نوزاد

اميدوارم اين آموزش مورد توجه شما قرار گرفته باشد. حالا برويد بيرون و شروع به آزمايش ايجاد بوكه كنيد! موفق باشيد!
آتليه عكاسي بارداري
پ.ن: يك نكته نهايي: شما در واقع مي توانيد با ايجاد فيلترهايي كه به جلوي دوربين خود وصل مي كنيد، شكل بوكه را تغيير دهيد (شكل قلب، شكل ستاره، و غيره).

نويسنده: راب ليم (ROB LIM)

منبع:

لنزك


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۲۶ اسفند ۱۳۹۶ ] [ ۱۱:۰۵:۱۹ ] [ آتليه كودك ] [ نظرات (0) ]

 ترسناك ترين چيزي كه تا به حال در طول يك جلسه عكاسي براي من اتفاق افتاده، در رفتن زانويم نبوده است. شكستن دوربينم بود، درست زماني كه زوج مشتري من داشتند با خوشحالي در لباس عروسي خود وارد آب اقيانوس مي شدند. من بلافاصله احساس معده درد كردم، قلبم درون قفسه سينه ام افتاد، و عرقي كه از صورتم روانه شد، هيچ ارتباطي با خورشيد داغ مكزيك نداشت. اما به جاي متوقف كردن جلسه، من به سمت كيف دوربينم رفتم، دوربين پشتيبانم را بيرون آوردم، و به عكاسي ادامه دادم، بدون اين كه آنها حتي متوجه اين موضوع شوند.آتليه نوزاد

(خب، اگر بخواهم كاملا صادقانه بگويم، فكر مي كنم كه رفتم دوربين همسرم را گرفتم و او را مجبور كردم به سمت كيف دوربين برود، چون من گاهي اوقات تنبل مي شوم. اما اگر فقط خودم آنجا بودم، اين كاري بود كه انجام مي دادم!)

با اين حال، درسي كه از اين اتفاق مي توان گرفت ساده است: اگر داريد عكاسي  حرفه اي انجام مي دهيد (از جمله عكس هايي كه فقط براي كسب درآمد نيستند، بلكه براي مجموعه نمونه كار يا تجارت خدمات شما نيز هستند)، به پشتيبان نياز داريد.

اينها سه چيزي هستند كه شما قبل از انجام عكاسي حرفه اي نياز داريد:
۱
تجهيزات پشتيبان
[عكاسي حرفه اي]

تصور كنيد كه داريد عكس مي گيريد، و دوربينتان مي شكند يا خراب مي شود. به هر حال ممكن است اتفاق بيفتد، هميشه. اگر تجهيزات پشتيبان نداشته باشيد، بايد به مشتريان خود بگوييد كه عكاسي كنسل است. اكنون اين سناريو را از ديد مشتريان خود تصور كنيد. آنها وقت و انرژي زيادي را صرف آماده شدن براي آن جلسه كرده اند. عصبي هستند و اميدوارند كه تصاوير خوب از كار دربيايند. آنها پولي را كه به سختي به دست آورده اند روي اين كار سرمايه گذاري كرده اند. و آن وقت دوربين عكاس مي شكند و آنها مجبورند همه اين كارها را دوباره انجام دهند؟ قطعا اعتماد به نفسشان تقويت نمي شود!

تجهيزات پشتيبان ضروري است. اينها چيزهايي هستند كه شما نياز داريد:
دوربين پشتيبان:

اين مورد خيلي مهم است. براي هر جلسه عكاسي حرفه اي شما به يك دوربين پشتيبان نياز داريد. اگر دو عكاس هستيد، بايد يك دوربين پشتيبان براي هر عكاس داشته باشيد (به خصوص در يك مراسم عروسي كه وجود دو عكاس بسيار ضروري است). براي يك جلسه پرتره، احتمالا فقط يك دوربين پشتيبان كافي است.

دوربين پشتيبان لازم نيست درست همانند دوربين اصلي شما باشد. در مراسم هاي عروسي ما با دوربين هاي فول فريم عكس مي گرفتيم و پشتيبان ها دوربين هاي كراپ سنسور قديمي تر ما بودند. آنها هنوز كار مي كنند و تصاويري با كيفيت خوب به ما مي دهند، و اين همان چيزي بود كه اهميت داشت.

وقتي شما تازه كار را شروع مي كنيد، به سختي مي توانيد از عهده خريد يك دوربين حرفه اي بربياييد، چه برسد به دو تا. بنابراين براي چند جلسه عكاسي اول خود مي توانيد يك دوربين از يك دوست قرض كنيد، يا يكي كرايه كنيد. در هر صورت، كاملا مطمئن شويد كه آن دوربين را محض احتياط به همراه داشته باشيد. ما فقط همان يك بار كه به خاطر مي آوريم مجبور شديم از دوربين پشتيبان استفاده كنيم، اما مطمئن باشيد از اين كه آنها را به خاطر آن يك لحظه، در تمام جلسات عكاسي به دنبال خود كشيده بوديم خوشحال بوديم.

آخرين نكته در اين مورد: اگر از يك مراسم عروسي عكاسي مي كنيد، نمي توانيد آن دوربين پشتيبان را در ماشين خود بگذاريد. اگر در وسط مراسم دوربين اصلي شما شكست يا دچار مشكل شد، قطعا وقت نداريد كه برويد آن را برداريد. آن دوربين بايد دقيقا كنار شما باشد تا بتوانيد آن را راحت عوض كنيد و اولين بوسه را از دست ندهيد.
كارت ها و باتري هاي پشتيبان:

شكستن دوربين شما اتفاق بدي است، اما احتمالا تقصير شما نيست. اما اگر كارت هاي حافظه و باتري شما در طول يك جلسه عكاسي تمام شوند چطور؟ اين باعث مي شود شما كاملا غير حرفه اي به نظر برسيد، اينطور فكر نمي كنيد؟ (البته من خيلي مودبانه گفتم). كارت هاي حافظه بيشتري از آنچه كه احتمالا مي توانيد پر كنيد، و باتري هاي اضافه كاملا شارژ شده براي هر دوربين، و فلاش هايتان اگر از آنها استفاده مي كنيد، به همراه داشته باشيد. اينجا جاي مضايقه و صرفه جويي نيست. شارژ باتري ها ممكن است به راحتي درست در زماني كه به آنها نياز داريد خالي شوند، و كارت هاي حافظه مي توانند خيلي سريع پر شوند.

ما براي باتري هاي پشتيبان خود باتري هاي مارك Watson را از B&H مي خريم. آنها به اندازه مارك Canon شارژ نگه نمي دارند، اما بسيار ارزان ترند و به مرور زمان من فكر مي كنم كه معامله بهتري هستند.

اما براي كارت هاي حافظه كارت غير مارك نخريد. باتري اي كه خيلي زود خراب مي شود اعصاب خردكن است. اما كارت حافظه اي كه خراب مي شود مي تواند به اين معني باشد كه شما عكس هاي مشتري ها را از دست مي دهيد. براي كارت هاي حافظه از مارك Sandisk يا Lexar استفاده كنيد.
لنزهاي پشتيبان:

در مورد لنزها وضعيت كمي متفاوت است. شما نمي توانيد از هر لنزي دو تا با خود به اين طرف و آن طرف بكشانيد، اما بايد مطمئن شويد كه بيش از يك لنز با خود به همراه داشته باشيد كه بتوانيد جلسه عكاسي را با آن انجام دهيد. بنابراين فقط با يك لنز ۵۰mm و يك لنز فيش آي به آنجا نرويد. يك لنز رده متوسط را براي وقتي كه كسي لنز ۵۰mm عزيز شما را روي آسفالت انداخت در ماشين خود داشته باشيد.
۲
برنامه پشتيبان
[عكاسي حرفه اي]

براي تمام مراسم هاي عروسي ما يك برنامه پشتيبان براي احتمال بارش باران داريم. من فكر مي كنم ما شايد فقط دو يا سه بار از آن برنامه ها استفاده كرديم. و همين كافي بود تا بفهميم بايد براي هر مراسم عروسي يك برنامه پشتيبان داشته باشيم. اما شما قطعا نمي خواهيد در بزرگترين روز زندگي كسي به اين موضوع پي ببريد.

براي مراسم هاي عروسي، برنامه پشتيبان بايد خيلي قوي باشد. شما به برنامه اي نياز داريد كه اگر بيرون باران مي باريد بتوانيد كار گرفتن پرتره ها را انجام دهيد. چتر يك برنامه پشتيبان به حساب نمي آيد.

براي پرتره ها، كارهاي تجاري، و امثال آن، انعطاف بيشتري داريد. اگر باران مي بارد، معمولا مي توانيد دوباره برنامه ريزي كنيد. اما در طول عكاسي خود به مكان هاي پشتيبان و ايده هاي پشتيبان نياز داريد، در صورتي كه بعضي از آنها آنطور كه شما انتظار داشتيد پيش نرفتند. در حين انجام برنامه ريزي و پيدا كردن محل، مطمئن شويد كه نقاط و ايده هاي بيشتري از آنچه كه واقعا استفاده خواهيد كرد، داشته باشيد!
۳
سيستم پشتيبان
[عكاسي حرفه اي]

و مهم ترين پشتيبان، و موردي كه اغلب ناديده گرفته مي شود: وقتي كه آن عكس ها را به خانه آورديد، مطمئن شويد كه يك سيستم پشتيبان آماده داشته باشيد تا بلافاصله آنها را در يك جاي امن قرار دهيد. شما به سه كپي از فايل ها، بر روي سه درايو مختلف نياز داريد كه يكي از آن ها بايد در اسرع وقت به جاي ديگري منتقل شود.

بله، اين كار هزينه بيشتري از لحاظ خريد هارد درايوهاي بيشتر براي شما خواهد داشت. و هر چند سال يك بار هم بايد آنها را عوض كنيد. اما اگر مي خواهيد يك عكاس حرفه اي باشيد، در اينجا نمي توانيد مضايقه كنيد. نمي توانيد از ميانبر برويد. مشتريان شما براي اين كار به شما اعتماد كرده اند، بنابراين بايد اين كار را انجام دهيد، و درست هم انجام دهيد.

همانطور كه مي بينيد، يك عكاس حرفه اي مسئوليت پذير بودن به معني داشتن پشتيبان است: تجهيزات، برنامه ها و سيستم ها. علت آن اين است كه يك عكاس حرفه اي كسي است كه براي هر نتيجه اي برنامه ريزي مي كند تا مطمئن شود كه عكاسي تا حد امكان بدون هيچ مشكلي پيش مي رود. در يك دنياي كامل و بي نقص شما هيچ وقت مجبور نيستيد از تجهيزات پشتيبان خود استفاده كنيد، برنامه هاي شما بدون مشكل پيش مي روند و هوا عالي خواهد بود، و هارد درايوهاي شما هيچ وقت مشكلي پيدا نمي كنند.عكاسي كودك
اما ما در چنين دنيايي زندگي نمي كنيم: عكاسان حرفه اي اين را مي دانند، و براي آن برنامه ريزي مي كنند. سپس وقتي چيزي خوب پيش نرفت، مي توانند آن را با لبخند بر روي صورتشان كنترل كنند، و باز هم كار را انجام دهند.

نويسنده: لورن ليم (LAUREN LIM)

منبع:

لنزك


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۲۶ اسفند ۱۳۹۶ ] [ ۱۱:۰۴:۰۷ ] [ آتليه كودك ] [ نظرات (0) ]

 فرق بين يك عكس خوب و يك عكاس خوب چيست؟ تفاوت در ثبات و پايداري است. براي همه ما پيش آمده كه به طور شانسي يك عكس خوب گرفته باشيم. شما كاملا مطمئن نيستيد كه چطور موفق به گرفتن آن شديد، اما همه چيز به طرز جادويي در جاي خود قرار گرفت و شما تصويري را ثبت كرديد كه باعث مي شود احساس كنيد يك ستاره به تمام معنا هستيد. اما مهم اين است كه بتوانيد آن هيبت و شكوه را دوباره تكرار كنيد… بارها و بارها. اين كاري است كه عكاسان عالي مي توانند انجام دهند.

پس عامل موفقيت چيست؟ خوش شانسي؟ گرفتن يك تريليون عكس به طوري كه چند تا از آن عكس هاي خوب اتفاقي در بين آنها باشد؟

نه. همه چيز به ليست كوتاهي از اصول و قواعد برمي گردد. اينها چيزهايي هستند كه عكاسان مي دانند، به طوري كه وقتي زمان آن فرا رسد، مي توانند اين اطلاعات را وارد عمل كنند تا به آنها كمك كند آن تصاوير برنده را بگيرند.

پس مي خواهيد عكس هاي عالي بگيريد؟ مي خواهيد به عنوان يك عكاس پيشرفت كنيد؟ اين جايي است كه بايد از آن شروع كنيد.
۱
دوربين خود را بشناسيد
[نكات ضروري عكاسي]

آيا فكر مي كنيد برخي عكاسان حرفه اي وجود دارند كه به طور كامل نمي دانند چطور دوربين خود را كنترل كنند؟ درست است. من از كجا مي دانم؟

قبلا خودم يكي از آنها بودم.

بله، اين يك اعتراف زشت بزرگ است، اما حقيقت دارد. ما با عكاسي در مُد اولويت ديافراگم شروع كرديم، و اجازه داديم دوربين به جاي ما فكر كند.

ما فكر مي كرديم اين كار آسان تر و سريع تر از يادگيري تمام آن مسائل تكنيكي ترسناك است.

و شما مي توانيد براي مدتي به اين شيوه ادامه دهيد. دوربين ها از هميشه هوشمندتر شده اند، و مي توانند براي شما خيلي دقيق عمل كنند. اما ندانستن اين مسائل تكنيكي شما را عقب نگه مي دارد، و در رده «عكاسي شانسي» قرار مي دهد.

چيزي كه من اينجا دارم در مورد آن صحبت مي كنم، نياز به درك ويژگي هاي ضروري دوربين و لنزتان است، و دانستن اين كه چطور اين امر بر روي ظاهر تصاوير شما تاثير مي گذارد.

شما بايد بدانيد چطور تغيير ديافراگم بر ظاهر عكس شما تاثير مي گذارد.

شما بايد بدانيد چطور سرعت شاتر خود را تنظيم كنيد تا نتايجي كه مي خواهيد را به دست آوريد.

شما بايد بتوانيد ايزويي را انتخاب كنيد كه مناسب شرايط شما باشد.

و آن وقت، بر اساس ويژگي هاي دوربين خود، بايد در مورد مُدهاي درايو، تراز سفيدي، فوكوس، مُدهاي تثبيت كننده و غيره بدانيد.

خوشبختانه اين مسائل آنقدر كه به نظر مي رسد دشوار نيستند. در واقع شما مي توانيد تمام آنها را تنها در چند ساعت ياد بگيريد. وقتي اين كار را انجام داديد، آماده ايد تا به مرحله بعدي برويد.
۲
درك نوردهي
[نكات ضروري عكاسي]

زماني كه شما درك دقيقي در مورد ديافراگم، سرعت شاتر و ايزو، و اين كه چطور بر ظاهر عكس هاي شما تاثير مي گذارند پيدا كرديد، بايد همه آنها را در كنار هم قرار دهيد و ياد بگيريد كه آنها چطور با هم تعادل پيدا مي كنند تا بتوانيد يك نوردهي خوب ايجاد كنيد.

يكي از سخت ترين چيزها اين است كه بفهميد منظور افراد از يك «نوردهي خوب» چيست. برخي از افراد فكر مي كنند كه تنها يك نوردهي درست و يك نوردهي اشتباه وجود دارد و اگر آن را اشتباه به دست آوريد يك احمق هستيد.

اين طرز فكر احمقانه است.

و اگر به اينترنت مراجعه كنيد و سعي كنيد تعريف روشني به دست آوريد؟ ها، موفق باشيد! همه آن تعريف ها فوق العاده گيج كننده هستند، و واقعا به اصل نحوه ايجاد يك نوردهي خوب نمي پردازند.

(نوردهي مورد علاقه من «شدت نوري كه بر روي يك فيلم عكاسي مي افتد ضرب در زماني كه نوردهي مي شود است»… اوه… پس من به يك ماشين حساب نياز دارم؟)

بنابراين ما تعريف خودمان را از نوردهي ارائه داديم:

يك نوردهي خوب، ميزان روشنايي است كه مي خواهيد تصوير داشته باشد.

اگر از چيزي كه شما مي خواهيد روشن تر باشد، زياد نوردهي شده است. اگر تاريك تر از چيزي كه شما مي خواهيد باشد، ناكافي نوردهي شده است.

ساده است.

در نهايت، همه چيز به تصميم خلاقانه شما بستگي دارد. شما عكاس هستيد. اما بايد بدانيد چطور همه چيز را تنظيم كنيد تا به نوردهي مورد نظر خود دست يابيد، و چطور از دوربين خود براي كمك به فهميدن آن استفاده كنيد.
۳
تسلط بر نور
[نكات ضروري عكاسي]

اجازه دهيد با گفتن اين جمله شروع كنم كه من فكر نمي كنم هيچ كس واقعا بتواند كاملا بر نور مسلط شود (شايد به استثناي خداي يوناني آپولو). ما عكاسان برده هاي خوشحال و مشتاق نور هستيم. بدون آن ما نمي توانيم كارمان را انجام دهيم. و نور مي تواند يك ارباب بي ثبات و بي دوام باشد (به خصوص اگر از نور طبيعي استفاده كنيد).

اما يادگيري در مورد نور، درك جنبه ها و ظرافت هاي مختلف آن، دانستن نحوه كار با آن در هر شرايطي، ايجاد آن، دنبال كردن آن… خب، اينها واقعا پيگيري هاي مادام العمر عكاس هستند. ما هيچ وقت واقعا تسلط كامل پيدا نمي كنيم، اما ممكن است با سالها تمرين، به آن نزديك شويم.

از كجا شروع كنيم؟ ساده است. از بيرون. زماني كه قدم به بيرون مي گذاريد، فرصت هاي نورپردازي بي شماري در انتظار شما هستند. آيا مي توانيد در نور شديد هنگام ظهر عكس بگيريد؟ در نور ساعت طلايي؟ پس از غروب خورشيد؟ زماني كه ستاره ها ظاهر مي شوند؟

سپس به داخل خانه برگرديد. از نور پنجره ها استفاده كنيد. تنوع نامحدودي آنجا وجود دارد، و در چنين سناريوي ساده (اما پيچيده) اي شما كم كم مي توانيد نكات ظريف تري را ياد بگيريد.

براي ادامه يادگيري آماده ايد؟ ايجاد نور مورد نظر خودتان را امتحان كنيد (مثل يك جادوگر!) ياد بگيريد كه چطور از يك فلاش اكسترنال استفاده كنيد. چند لامپ استوديويي كرايه كنيد، قرض بگيريد يا بخريد، و شروع به ايجاد تنظيمات نورپردازي خودتان بكنيد.

به جستجوي نور ادامه دهيد، به يادگيري در مورد آن ادامه دهيد، و به قرار گرفتن در شرايط نوري جديد ادامه دهيد. اين كار يك عمر ماجراهاي عكاسي، و بيش از چند تصوير عالي براي شما به ارمغان خواهد آورد.
۴
كاوش عمق ميدان
[نكات ضروري عكاسي]

خيلي خب، خيال بافي در مورد نور كافي است. بياييد وارد عمل شويم.

عمق ميدان بخش بزرگي از عكاسي شماست كه احتمالا تا حد زيادي آن را دست كم مي گيريد.

من مي دانم، چون خودم آن را دست كم گرفته ام. و مي دانم كه هنوز هم اين كار را مي كنم. شما چطور؟

عمق ميدان يكي از آن چيزهايي است كه در ابتدا ساده به نظر مي رسد، و هرچه بيشتر ياد مي گيريد پيچيده تر مي شود. اما يادگيري در مورد آن، حتي در سطح پايه، تغيير زيادي در كار شما ايجاد خواهد كرد.

به عنوان مثال، شما بدون اين كه اول در مورد عمق ميدان ياد بگيريد، ممكن است فكر كنيد كه براي به دست آوردن كمي تاري در پس زمينه تصويرتان، فقط بايد مقدار ديافراگم خود را كم كنيد.

اما فاصله كانوني، فاصله سوژه تا پس زمينه، و فاصله دوربين تا سوژه را در نظر نگرفتيد. و با تركيب عوامل خاص، ديافراگم شما ممكن است در واقع تاثير بسيار كمي بر عمق ميدان داشته باشد يا اصلا تاثيري نداشته باشد. اين كاملا درست است. گاهي اوقات هيچ تفاوت عمق ميدان قابل توجهي بين f/1.4 و f/11 وجود ندارد.

هنگامي كه شما كم كم مي فهميد كه همه اينها چطور با هم ارتباط دارند، مي توانيد تاري پس زمينه چشمگيري به دست آوريد، حتي با يك دوربين كامپكت در يك ديافراگم زياد، تنها با دانستن اين كه دقيقا چطور بايد تمام متغيرها را كنترل كنيد.

يك تصور غلط ديگر در مورد عمق ميدان اين ايده است كه «عمق ميدان كم هميشه بهتر است». هنگامي كه تازه شروع به كار مي كنيد، عمق ميدان كم يك تكنيك جديد و هيجان انگيز است. اما در استفاده از آن زياده روي نكنيد. تا به حال ديده ايد كه يك عكس سر و شانه (هدشات) گرفته شده در ۸۵mm و f/1.2 چطور به نظر مي رسد؟ يك بوكه زيبا به راحتي مي تواند حواسمان را پرت كند، و فراموش كنيم كه حتي يكي از آن گردي هاي چشم هم در فوكوس نيست. امم، خب اين كاملا درست نيست.

از ديافراگم هاي زياد نترسيد. يا ديافراگم هاي كم. در واقع، اصلا از ديافراگم نترسيد. ياد بگيريد كه عمق ميدان چطور كار مي كند، و سپس از آن به عنوان يك تصميم خلاقانه براي درست از كار درآوردن تمام تصاوير استفاده كنيد. اين كاري است كه يك عكاس عالي انجام مي دهد. آنها گزينه هاي خود را مي دانند، و از تمام آنها استفاده مي كنند. مطلب پيشنهاد شده در پايين شما را با تمام عوامل تاثيرگذار بر عمق ميدان آشنا مي كند.

بيشتر بخوانيد: عمق ميدان را عمقي ياد بگيريد
۵
شناخت پرسپكتيو

اين شايد يكي از تحسين شده ترين موضوعات در عكاسي است. به بيان ساده، پرسكتيو مربوط به روابط فضايي بين اجسام در كادر شماست – اندازه هاي آنها، قرارگيري آنها، و فضاي بين آنها. تمام اين تعيين موقعيت ها شيوه اي كه بيننده شما صحنه را تفسير مي كند را تغيير مي دهند. اين ممكن است باعث شود همه چيز سه بُعدي تر به نظر برسد، و يك حس عمق به عكس بدهد، يا ممكن است همه چيز را تخت و مسطح كند.

بنابراين چرا اين موضوع به وضوح مهم به طور گسترده مورد بحث قرار نگرفته است؟ چون پيچيده است! يا حداقل در نگاه اول مي تواند پيچيده باشد.

بياييد ساده شروع كنيم. زماني كه شما عكس مي گيريد، جايي كه در آن قرار مي گيريد يك تصميم بسيار مهم است. اين چيزي است كه پرسكتيو شما را تعيين مي كند. و تغيير پرسپكتيو مي تواند عكس شما را از يك تصوير معمولي به يك تصوير كاملا جذاب تبديل كند.

شناخت پرسكتيو به تمرين و آزمايش زيادي نياز دارد. و كمي تكان دادن پاهايتان، اينكه دولا شويد، دراز بكشيد، روي يك نردبان بايستيد، روي يك ساختمان بايستيد، يك قدم به جلو برداريد، يك قدم به چپ برداريد. اين چيزها پرسپكتيو شما را تغيير مي دهند و تاثيرات عمده اي بر ظاهر و احساس عكس هاي شما ايجاد مي كنند. آزمايش كنيد. هر بار كه پرسپكتيو خود را تغيير مي دهيد عكس بگيريد، و بعدا آنها را با هم مقايسه كنيد. اين كار چطور تصوير را تغيير مي دهد؟

حالا فاصله كانوني چطور؟ آيا پرسپكتيو را تغيير مي دهد؟ به لحاظ تكنيكي نه. اين زاويه ديد را تغيير مي دهد (به عبارت ديگر، زاويه صحنه اي كه دوربين شما ثبت مي كند). لنزهاي وايد مقدار وسيع تري از يك صحنه را ثبت مي كنند. تنها تغيير لنز پرسپكتيو را تغيير نمي دهد (هرچند ممكن است اينطور به نظر برسد). زماني كه شما تغيير لنز را با تغيير موقعيت تركيب مي كنيد، پرسپكتيو تغيير مي كند.
۶
غلبه بر تركيب بندي

اكنون كمي فراتر مي رويم، و وارد بحث تركيب بندي مي شويم. اين يك موضوع مهم است كه مربوط به نحوه سازماندهي المان هاي بصري كوچك مختلف در صحنه مي باشد. اين بحث گسترده تر از پرسپكتيو است، و شامل چيزهايي مانند نور، خطوط، اَشكال، فرم ها، رنگ ها، كادرها، بافت ها، الگوها، حركت، بازتاب ها و غيره مي باشد.

شما ممكن است «قوانين» تركيب بندي را شنيده باشيد: قانون يك سوم، فضاي منفي، تعادل بصري. قوانين ترسناك، و كسل كننده به نظر مي رسند، و اين ايده كه شما قبل از اين كه مجاز به عكاس بودن باشيد بايد بنشينيد و آنها را حفظ كنيد، احتمالا بسياري از عكاسان را از غوطه ور شدن در دنياي شگفت انگيز تركيب بندي باز مي دارد.

اما من اينجا هستم تا به شما بگويم كه «قوانين» در واقع قانون نيستند. آنها بيشتر شبيه دستورالعمل هستند. اينها راه هايي براي سازماندهي المان ها در كادر شما هستند كه به گفتن يك داستان، انتقال يك احساس، يا جلب توجه بينندگان كمك مي كنند. همه آنها چيزهاي جالب و سرگرم كننده اي هستند، و چيزهاي بسيار ضروري اگر بخواهيد يك عكاس عالي باشيد.

به عنوان مثال، آن «قانون يك سوم» كه هميشه در مورد آن مي شنويد. خب، اين نشان مي دهد كه با قرار دادن سوژه در امتداد يكي از اين خطوط يك سوم جادويي، يا در تقاطع خطوط (چيزي كه من دوست دارم آن را يك نقطه عالي بنامم)، ناخودآگاه اهميت آن المان را در كادر خود افزايش مي دهيد. و دانستن اين موضوع مهم است، چون مي تواند به شما كمك كند تا نگاه بيننده خود را به جايي كه مي خواهيد هدايت كنيد!

اما اگر احساس مي كنيد اين قانون را دوست نداريد، مي توانيد آن را عمدا بشكنيد، و سوژه خود را كاملا در مركز كادر قرار دهيد. شايد بخواهيد تقارن سوژه خود را برجسته كنيد. شايد يك سوژه بسيار جدي است، و قرار دادن آن در مركز آن احساس را تقويت مي كند.

اين به شما، استاد عكاسي بستگي دارد. زماني كه شما در مورد تركيب بندي بدانيد، براي هر عكسي كه مي گيريد، انواع گزينه هاي جالب و سرگرم كننده مانند اين را در نظر مي گيريد.

۷
پس پردازش خود را عالي و بي نقص كنيد

بياييد اين مطلب را با موضوعي كه كمي بحث برانگيز است به پايان برسانيم.

ببينيد، در دنياي عكاسي دو دسته از افراد وجود دارند. كساني كه معتقدند پس پردازش (استفاده از نرم افزار براي ويرايش تصاويرتان پس از اين كه گرفته شدند) در بهترين حالت اتلاف وقت، و در بدترين حالت انحراف واقعيت است.

دسته ديگر معتقدند كه پس پردازش ابزاري است كه يك عكاس مي تواند از آن استفاده كند تا با كمك آن تصاويرش بيشتر شبيه به آنچه كه چشم آنها در هنگام گرفتن عكس شاهد آن بود شود، يا حالت عكس را بهبود بخشد يا يك داستان بگويد. اين يك تكنيك خلاقانه است كه قدمت آن به اندازه خود عكاسي است.

پس پردازش يك مهارت ضروري براي يك عكاس ديجيتال است. (حتي عكاسان فيلم هم پس پردازش انجام مي دهند!)

اين يك واقعيت ساده است كه تصاويري كه مستقيما از دوربين بيرون مي آيند، چيزي جز صحنه اصلي كه از آن عكس گرفته شده به نظر نمي رسند. آنها كسل كننده، تخت و بي روح هستند.

پس پردازش با تنظيم چيزهايي مانند كنتراست، روشنايي، وضوح، و اشباع، به بازگرداندن آن زيبايي كمك مي كند.

سپس شما مي توانيد حتي از اين هم فراتر برويد.

با برنامه هايي مانند لايت روم مي توانيد كارهايي مانند dodging و burning انجام دهيد، كه به معني روشن يا تاريك كردن انتخابي بخش هايي از يك تصوير به منظور هدايت توجه بينندگان شما به جايي است كه مي خواهيد.

اينها تكنيك هاي جديدي نيستند. dodging و burning به آغاز عكاسي برمي گردند، اما در ابتدا به سختي با نوردهي بخش هاي مختلف چاپ براي مدت زمان هاي مختلف انجام مي شدند.

خيلي دشوار بود، و اگر اشتباهي مي كرديد مجبور بوديد دوباره از اول شروع كنيد. dodge و burn اين تصوير از اوگن اسميت (W. Eugene Smith) ظاهرا ۵ روز طول كشيده است!

امروزه، با لايت روم، مي توانيد اين كار را در عرض چند ثانيه انجام دهيد، و هر چقدر مي خواهيد آن را تنظيم كنيد تا وقتي كه همه چيز عالي و بي نقص شود. احساس نمي كنيد خوش شانس هستيد؟ مي دانم كه چنين احساسي داريد!
ن
نتيجه گيري

پس اينها ۷ جنبه اصلي عكاسي هستند كه هر عكاس بايد آنها را مطالعه كند و انجام دهد. بعضي از آنها را مي توان در يك دوره زماني كوتاه فهميد، و برخي ديگر به يك عمر نياز دارند تا بر آنها تسلط پيدا كنيد. اما اين خبر خوبي است. شما چيزهاي هيجان انگيز زيادي براي يادگيري پيش رو داريد!

اما آيا چيزهاي ديگري هم براي يادگيري هست؟ موضوعات ديگري وجود دارند كه به عكاسي شما كمك كنند؟ البته كه وجود دارد! اينها فقط يك نقطه شروع هستند.

شايد بخواهيد پرتره بگيريد، و آن وقت چيزهاي زيادي در مورد تعامل با سوژه و روانشناسي وجود دارد كه مي توانيد ياد بگيريد. يا شايد بخواهيد به عكاسي سفر بپردازيد. در اين صورت انواع مختلف ژانرها، از عكاسي خبري گرفته تا عكاسي  منظره داريد، و آن وقت كنجكاوي انسان شناسان براي فرهنگ و علاقه مورخان به گذشته، در گفتن داستان هايي از مكان هايي كه بازديد مي كنيد به شما كمك خواهد كرد.عكاسي كودك

هيچ پاياني براي چيزهايي كه مي توانيد به عنوان يك عكاس ياد بگيريد وجود ندارد، اما اين ۷ موضوع براي شروع خيلي خوب هستند. پس منتظر چه هستيد؟ يكي از آنها را انتخاب كنيد و به سراغ آن برويد.آتليه عكاسي بارداري
نوبت شماست
نويسنده: لورن ليم (LAUREN LIM)

منبع:

لنزك


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۲۶ اسفند ۱۳۹۶ ] [ ۱۱:۰۲:۵۸ ] [ آتليه كودك ] [ نظرات (0) ]

 نظريه هاي گشتالت (Gestalt) توسط روانشناسان آلماني در دهه ۱۹۲۰ به رهبري ماكس ورتايمر با اين باور كه ذهن از گرايش هاي خودسازماندهي براي شكل دادن به يك «ديد كلي جهاني» استفاده مي كند، ايجاد شدند. اين نظريه ها تلاش مي كنند توضيح دهند كه ما هر چيزي را كه مي بينيم چطور درك مي كنيم و براي ايجاد يك «درك تصويري» چگونه آنها را در ذهن خود سازماندهي مي كنيم. ايده اصلي اين است كه وقتي ما با يك صحنه آشفته از لحاظ بصري مواجه مي شويم، ذهن ما آن را به الگوها و اَشكال قابل تشخيص تر ساده مي كند. اين نظريه ها تحت عنوان اصول گشتالت شناخته شده اند. منشأ خود كلمه گشتالت به معني شكل دادن/ به تصوير كشيدن/ سازماندهي كردن است كه به عنوان يك كل يكپارچه شده است. بنابراين، اين نظريه ها اغلب به صورت «كل بزرگتر از مجموع بخش هاست» بيان مي شوند، چون ذهن ما يك تصوير را در شكل كلي آن، و نه تك تك بخش هاي آن درك مي كند. اين مكانيزمي براي ذهن است كه وقتي يك تصوير را مي بيند ديوانه نشود. عكاسي كودك

 

EOS 1000D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 15mm; f/4; 1/180 sec; ISO 400

(هوا براي كار كردن سرد است)

از آنجا كه عكاسي ارائه تصوير به بيننده است، ما مي توانيم زماني كه عكس مي گيريم از اصول گشتالت استفاده كنيم تا تاثير درستي در ذهن بيننده ايجاد كنيم. به اين ترتيب مي توانيم ايده تصوير را به شيوه اي بهتر ارائه دهيم. اصول (قوانين) گشتالت مي توانند براي فهميدن اين كه ادراك بصري چگونه كار مي كند و چرا برخي از تصاوير بهتر از بقيه از كار درمي آيند، مفيد باشد. در زير اصول گشتالت براي عكاسي خياباني ارائه شده است:عكاسي نوزاد

 

سادگي

ذهن ما يك تصوير را در ساده ترين شكل آن مي بيند. قانون سادگي توضيح مي دهد كه ساده سازي يك تصوير براي كمك به چشم و ذهن مهم است، تا در تفسير آنچه كه ما سعي داريم نشان دهيم احساس راحتي كنند. بنابراين زماني كه ما از يك صحنه عكس مي گيريم، سعي داريم ساده ترين شكل آن را پيدا كنيم تا آن را براي ذهن جالب و «هضم» آن را آسان كنيم. و بعد از مدتي، ذهن عميق تر مي شود و معناي واقعي تصوير را درك مي كند.

 

 

EOS 100D; EF-S55-250mm f/4-5.6 IS STM; 194mm; f/5.6; 1/2000 sec; ISO 400

(ربات بيگانه)

تقارن

المان هاي متقارن در يك تصوير به عنوان بخش هايي از يك گروه ديده مي شوند. رابطه هر دو طرف به ما كمك مي كند تا المان ها را به صورت يك شكل واحد درك كنيم. وقتي ما يك عكس مي گيريم، مي توانيم از اين قانون براي ايجاد يك تصور كلي از يك تصوير كامل استفاده كنيم كه در واقع شامل دو يا چند المان است. تقارن را مي توان با برقراري تعادل در المان ها يا قرينه سازي آنها ايجاد كرد. با اين حال، گاهي اوقات تركيب بندي متقارن مي تواند بسيار كسل كننده باشد، و اين بستگي به خلاقيت ما در گرفتن تصاوير جالب و سرگرم كننده دارد.

 

 

EOS 60D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 22mm; f/8; 1/100 sec; ISO 800

(بادكنك فروش)

 

 

EOS 60D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 10mm; f/8; 1/1000 sec; ISO 400

(مسير يخ زده)

شكل روي زمين

در يك تصوير، گاهي اوقات ما بايد يك شيء را نشان دهيم (نقطه توجه اصلي تصوير)، اما چشمان بيننده نمي توانند به وضوح آن را ببينند چون آن شيء با پس زمينه خود ادغام مي شود. قانون شكل روي زمين (Figure to Ground) به ما كمك مي كند تا توضيح دهيم كدام المان به عنوان شكل ديده شده و كدام المان زمين خواهد بود. شكل، شيء يا نقطه توجه اصلي و زمين، پس زمينه پشت يا اطراف شكل مي باشد. گاهي اوقات شكل هميشه يك شيء نيست، مي تواند يك ناحيه باشد. ذهن ما كوچكترين يا پركنتراست ترين (تاريك ترين يا روشن ترين) ناحيه را به عنوان شكل و ناحيه بزرگتر را به عنوان زمين خواهد ديد.

 

 

EOS 60D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 22mm; f/4.5; 1/800 sec; ISO 400

(پس از باران)

 

 

EOS 1000D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 10mm; f/11; 1/500 sec; ISO 200

(كار صبح زود)

سرنوشت مشترك

قانون سرنوشت مشترك (Common Fate) توضيح مي دهد كه المان هاي بصري كه با هم در يك جهت حركت مي كنند، به صورت بخشي از يك گروه واحد ديده مي شوند. بنابراين، زماني كه ما يك صحنه را با گروهي از المان هاي در حال حركت با يكديگر مي بينيم، ذهن ما آن را به صورت يك گروه خواهد ديد، و المان هاي ديگري كه ثابت مي مانند يا در جهت ديگري حركت مي كنند، خارج از گروه در نظر گرفته خواهند شد. با درك اين قانون، مي توانيم تصويري از يك گروه ايجاد كنيم كه در واقع شامل المان هاي مختلف است يا مي توانيم المان هايي را از گروه حذف كنيم.

 

 

EOS 60D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 10mm; f/11; 1/1600 sec; ISO 800

(عجله)

نزديكي

گروهي از المان ها كه به يكديگر نزديك هستند، احتمال بيشتري وجود دارد كه متعلق به يكديگر ديده شوند، نسبت به وقتي كه از هم دور باشند. بنابراين، اگر ما بخواهيم ارتباطي بين المان ها در يك تصوير ايجاد كنيم، بايد آنها را نزديك يكديگر قرار دهيم.

 

 

EOS 1000D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 12mm; f/8; 1/60 sec; ISO 400

(دوستان)

 

 

EOS 1000D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 116mm; f/11; 1/60 sec; ISO 400

(او كيست)

شباهت

اگر المان ها شبيه يكديگر باشند، ذهن ما آنها را متعلق به يك گروه مي بيند. قانون شباهت را مي توان با استفاده از رنگ، شكل، اندازه، بافت يا هر ويژگي ديگر ايجاد كرد. المان هاي غير مرتبط كه ويژگي هاي مشابهي دارند، به صورت يك گروه ديده خواهند شد. با درك قانون شباهت، مي توانيم با استفاده از رنگ، شكل، اندازه يا بافت المان هاي غير مرتبط، بين آنها ارتباط ايجاد كنيم. تكرار، زير مجموعه اين قانون است.

 

 

EOS 100D; EF-S55-250mm f/4-5.6 IS STM; 65mm; f/4; 1/50 sec; ISO 100

(دوستان در سكوت)

 

 

EOS 60D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 22mm; f/11; 1/200 sec; ISO 100

(بدون عرق ريزي)

تداوم

قانون تداوم توضيح مي دهد كه ذهن ما تمايل دارد اَشكال يا خطوط را فراتر از نقطه پايانشان ادامه دهد. اشياء به عنوان يك كل گروه بندي مي شوند اگر هم خط باشند يا يك خط جهت را دنبال كنند. تا زماني كه اَشكال يا خطوط ادامه دار باشند، حتي اگر بخش بخش و مجزا باشند، به صورت يك المان واحد ديده مي شوند. و هرچه بخش هاي آنها نرمتر باشد، بيشتر آنها را به صورت يك شكل يا خطوط يكپارچه مي بينيم. از تداوم مانند خطوط هدايتگر نيز مي توان براي هدايت نگاه بينندگان به سمت سوژه اصلي كه مي خواهيم آنها ببينند استفاده كرد.

 

 

EOS 1000D; EF-S55-250mm f/4-5.6 IS STM; 250mm; f/5.6; 1/320 sec; ISO 400

(خارج از دسترس)

 

 

EOS 60D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 13mm; f/13; 1/8 sec; ISO 400

(سفر)

خاتمه

يكي از كارهاي خوبي كه ذهن ما مي تواند انجام دهد، توانايي كامل كردن اَشكالي است كه وجود ندارند. ذهن ما تمايل به تكميل كردن اشياء ناتمام دارد. اين قانون خاتمه است كه براي توضيح اين كه ذهن ما چگونه مي تواند فاصله بين اشياء يا خطوطي كه كامل نيستند را پر كند، مورد استفاده قرار مي گيرد. ذهن ما توانايي تشخيص المان هاي يك تصوير را دارد، حتي اگر آن المان تنها بخشي از شيء بزرگتر باشد. در يك تصوير، اَشكال كامل مي توانند كسل كننده باشند. از اين رو ما مي توانيم اطلاعات كافي به ذهن بدهيم تا بتواند اَشكال را شكل دهد، اما هنوز هم كمي جا براي تخيل باقي بگذاريم. با درك نظريه هاي گشتالت در هنگام عكاسي خياباني، ما مي توانيم تصويري با قدرت هدايت ذهن بينندگان آنطور كه مي خواهيم آنها ببينند، با تركيب بندي المان هاي آن به شيوه اي موثر ايجاد كنيم.

يك بار ديگر تكرار مي كنيم، نظريه هاي گشتالت در مورد ادراك و واقعيت هستند.

نويسنده: آگوس نونوت سوپريانتو (Agus Nonot Supriyanto)

منبع:

لنزك

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۲۶ اسفند ۱۳۹۶ ] [ ۱۱:۰۱:۴۹ ] [ آتليه كودك ] [ نظرات (0) ]

من مطمئنم كه هر عكاسي تلاش مي كند تا از ايجاد عكس هاي كسل كننده اجتناب كند. اما منظور از كسل كننده چيست؟ روش هاي متعددي براي تعريف اين كلمه وجود دارد، اما متاسفانه، بعضي اوقات به اشتباه مفهوم مينيماليسم به عنوان مترادفي براي كلمه كسل كننده تفسير مي شود.

مطمئنا عكسي كه در آن از مينيماليسم استفاده مي شود مي تواند كسل كننده باشد، اما اگر عكس فاقد جذابيت است اين حاصل انتخاب عكاس است، نه به دليل نقص سبك ذاتي. مينيماليسم تاثيرگذار است چون يك تجربه بصري آرامش بخش براي بيننده فراهم مي كند.

اينطور نيست كه مينيماليسم بهتر از سبك هاي ديگر باشد، فقط متفاوت است – به راحتي بيننده را جذب مي كند، و عمدا غير پيچيده است. با اين حال، شما بايد كمي تلاش كنيد تا بتوانيد عكس هاي مينيماليستي خوب بگيريد.آتليه بارداري

اينها ۵ نكته براي كمك به شماست.آتليه نوزاد

۱

به دنبال صحنه هاي ساده بگرديد

بديهي به نظر مي رسد، اينطور نيست؟ با تلاش براي استخراج مينيماليسم از مناظر به وضوح شلوغ، كارها را براي خودتان سخت تر نكنيد (هرچند با كمي تركيب بندي هوشمندانه مي توان اين كار را كرد). تپه هاي كوچك و درختان تنها. دشت هاي باز و آسمان آبي. يك پس زمينه يكنواخت و يك سوژه تنها. اين ها تنها چند مورد از سناريوهايي هستند كه براي عكاسي مينيماليسم مناسب مي باشند.

 

عكس از مجله Rucksack در Unsplash

2

يك نقطه كانوني قوي پيدا كنيد

عكس هاي مينيماليستي از لحاظ بصري ناپايدار نيستند – آنها چشم را رها نمي كنند تا بي هدف در كادر حركت كند. هر تصوير مينيماليستي خوب شامل يك نقطه كانوني است تا نگاه بيننده را به داخل بكشد و بقيه صحنه را در زمينه مناسب قرار دهد. اين نقطه كانوني مي تواند يك شخص يا يك حيوان، يك ساختمان يا يك شكل سنگي باشد. يك عكس مينيماليستي زماني بيشترين تاثير را دارد كه شامل يك سوژه اصلي باشد.

 

3

فضاي منفي در عكس بگنجانيد

فضاي خالي در يك عكس لزوما برابر با فضاي هدر رفته نيست. اين فضاي خالي در اطراف يك سوژه – يا–  فضاي منفي  اگر به درستي استفاده شود، به تعريف و تاكيد بيشتر بر سوژه كمك مي كند. اين فضاي تنفس بصري است. ديوارها، زمين و آسمان سه نمونه اصلي از چيزهايي هستند كه ممكن است براي ايجاد فضاي منفي مورد استفاده قرار گيرند. منبع فضاي منفي شما به اندازه نحوه كادربندي سوژه شما در آن فضا اهميت ندارد.

 

عكس از Joanna غير مجاز مي باشدinska در Unsplash

4

رنگ اضافه كنيد

مينيماليسم به شدت وابسته به يكنواختي است. شما اغلب متوجه مي شويد كه يك رنگ تنها در كادر غالب مي شود – يك آسمان آبي روشن، يك تپه سبز، يك دشت پوشيده از برف. اين در واقع مطابق با فلسفه مينيماليسم است، اما به اين معني نيست كه نمي توانيد براي زنده تر كردن عكس رنگ بيشتري به آن اضافه كنيد.

ساده ترين راه براي انجام اين كار احتمالا استفاده از يك سوژه رنگي يا يك سوژه انساني كه لباس رنگي پوشيده خواهد بود، به طوري كه آن را در هر جايي كه مي خواهيد در صحنه قرار مي دهيد.

 

عكس از Ashim D’Silva در Unsplash

5

طوري تركيب بندي كنيد كه حداكثر تاثيرگذاري را داشته باشد

سادگي ممكن است هدف نهايي باشد، اما شما نمي توانيد تركيب بندي را ناديده بگيريد طوري كه انگار اهميتي ندارد. در واقع، يك تركيب بندي همراه با دقت و تفكر، كار مينيماليستي شما را قوي تر خواهد كرد.

شما مي توانيد هر گونه  را سبك تركيب بندي در عكس خود به كار ببريد، اما ممكن است متوجه شويد كه دو تا از ساده ترين سبك ها از همه موثرتر هستند: استفاده از قانون يك سوم مي تواند اثربخشي فضاي منفي را به حداكثر برساند، در حاليكه خطوط هدايتگر مي توانند به افزودن عمق و تقارن كمك كنند.

 

نكات نهايي در مورد شروع كار با مينيماليسم در عكاسي

ايجاد تاثير بصري بيشتر با المان هاي كمتر آنقدر كه به نظر مي رسد آسان نيست، بنابراين تمام ايده هاي بالا را مد نظر قرار داده و آنها را امتحان كنيد. پيام اصلي اين است، با وجود اين كه هدف شما اين است كه همه چيز را به حداقل ممكن برسانيد، اما نمي توانيد خلاقيت را در اين روند قرباني كنيد. با اين حال، اين يك روند سرگرم كننده است كه در نهايت ضميمه ارزشمندي براي كار شما خواهد بود.

نويسنده: جيسون دي ليتل (Jason D. Little)

منبع:

لنزك

عكاسي مفهومي دقيقا چيست؟ عكاسي مفهومي را مي توان به عنوان يك ژانر از عكاسي فاين آرت در نظر گرفت كه يك ايده را نشان مي دهد، و قبل از هر چيز ديگري بر روي مفهوم عكس تمركز مي كند. هر تصويري مي خواهد پيامي را به بيننده منتقل كند، چه يك تفسير اجتماعي باشد، چه يك اعتراض عاطفي، و چه يك بيانيه سياسي، كه اين يا از طريق عكس هاي خوب گرفته شده در صحنه يا تكنيك هاي پس پردازش به دست مي آيد.عكاسي كودك

 

«آزادي» EOS 5D Mark III, EF50mm f/1.4 USM lens, f/5, 50mm, 1/640sec, ISO250، اثر فلورنتينا امون (Florentina Amon)

يكي از اولين معرفي هاي جهان در زمينه عكاسي مفهومي، سلف پرتره ايپوليت بايارد (Hippolyte Bayard) به صورت عكسي با عنوان «مرد غرق شده» در سال ۱۸۴۰ بود. اين عكس نمادين پاسخي به عدم به رسميت شناختن او به عنوان يكي از مخترعان اصلي عكاسي بود، و داستان اين كه او چطور به دليل بي عدالتي دولت فرانسه «خودش را غرق كرد» را بيان مي كند. امروزه، عكاسي مفهومي دو استفاده اصلي دارد، به عنوان يك روش يا به عنوان يك شكل هنر. اين نوع عكاسي بسيار خيال پردازانه است، بنابراين اغلب به ايجاد تصاويري مي انجامد كه واقعيت هاي تحريف شده را به تصوير مي كشند.عكاسي بارداري

مهم است توجه داشته باشيد كه هدف عكاسي مفهومي، مانند عكاسي منظره يا انتزاعي، ايجاد تصاوير عالي و بي نقص نيست. اگرچه مسلما اثر نهايي بايد سطح مشخصي از زيبايي شناسي داشته باشد، اما هدف نهايي آن ترسيم يك تصوير در ذهن بيننده است، تا آنها را به تفكر وادارد و تفسيرهاي شخصي آنها را پرورش دهد.

 

«بازگشت» EOS 5D Mark III, EF50mm f/1.4 USM lens, f/1.4, 50mm, 1/200sec, ISO200، اثر فلورنتينا امون

عكاسي مفهومي به عنوان يك روش

به عنوان يك روش، عكاسي مفهومي در مورد ايجاد تصاويري است كه متناسب با يك مفهوم هستند، مانند عكاسي تبليغاتي يا آرشيوي، كه در آن تصوير نهايي با يك مفهوم از پيش تصور شده ارتباط برقرار مي كند و به عنوان يك «صحنه نمايش» براي ايده ها مورد استفاده قرار مي گيرد. به عنوان مثال، يك تصوير از يك مرد در زير يك كوه قند براي هشدار در مورد خطر مصرف قند، يا شخصي كه زير يك آبشار ايستاده تا آن حس تازگي را نشان دهد كه با يك مارك خاص دستمال مرطوب مي توان تجربه كرد.

 

«ابرها در آسمان» EOS 5D Mark III, EF50mm f/1.4 USM lens, f/2.2, 50mm, 1/40sec, ISO400، اثر فلورنتينا امون

عكاسي مفهومي به عنوان يك شكل هنر

به عنوان يك شكل هنر، اين ژانر عكاسي هيچ وقت به خوبي تعريف نشده است. اين ژانر نخستين بار در دهه ۱۹۶۰ به عنوان راهي براي هنرمندان جهت ثبت روند ساير هنرهاي غير عكاسي مانند هنرهاي نمايشي يا مجسمه سازي شروع به ظاهر شدن در هنر كرد، و آنها هنرمندان مفهومي در نظر گرفته مي شدند. در آن زمان، عكاسي مفهومي به عنوان نمايش ضعيفي از استعدادهاي هنري ديده مي شد، چون توليد هنر عكاسي با كيفيت بر اساس توانايي هاي تكنيكي قضاوت ميشد، و نه داستان پشت تصوير. با اين حال زمانه تغيير كرده است، و عكاسي مفهومي به عنوان يك شكل هنر به شدت مورد تحسين واقع شده است.

 

«پناهگاه» EOS 5D Mark III, EF50mm f/1.4 USM lens, f/1.4, 50mm, 1/250sec, ISO100 by، اثر فلورنتينا امون

نحوه كار

اكثر عكس هاي مفهومي از تركيبي از تكنيك ها براي انتقال پيام خود استفاده مي كنند، از استفاده از يك گرفته تا حالت عكس. هنر و عكاسي مفهومي بر روي ناخودآگاه انسان تاثير مي گذارد، و هنرمندان از تصاويري استفاده مي كنند كه مي دانند باعث ايجاد واكنش ها و ارتباطات احساسي از جانب بيننده مي شوند. بعضي از عكاسان از نمادهاي شناخته شده جهاني در كار خود استفاده مي كنند، مانند استفاده از رنگ سفيد براي نشان دادن پاكي و خلوص، يا تحت تاثير قرار دادن عمدي ابهام و ذهنيت تفاسير افراد براي پيشبرد گفتگو و بحث در مورد كار آنها. پس خوب است كه عكاساني كه اين ژانر را انتخاب مي كنند، واقعا درك كنند كه انسان ها چگونه اطلاعات و تصاوير را پردازش مي كنند، چون تنها در اين صورت است كه مي توانند اثري ايجاد كنند كه آنها را به سطح عميق تري مي رساند.

اما اين بدان معنا نيست كه مهارت هاي تكنيكي مهم نيستند. اگرچه ماهيت عكاسي مفهومي در ايده نهفته است، اما درك عكاسي پايه در ارائه مهم است. استفاده ماهرانه از نور، سايه ها، و تكنيك هاي تصويربرداري و پس پردازش مي تواند تا حد زيادي پيامي را كه يك عكاس سعي دارد انتقال دهد تقويت كرده، و به ايجاد يك پاسخ مورد نظر از جانب مخاطب كمك خواهد كرد.

نويسنده: مونا تئو (Mona Teo)

منبع:

لنزك

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۲۶ اسفند ۱۳۹۶ ] [ ۱۱:۰۰:۴۲ ] [ آتليه كودك ] [ نظرات (0) ]

من مطمئنم كه هر عكاسي تلاش مي كند تا از ايجاد عكس هاي كسل كننده اجتناب كند. اما منظور از كسل كننده چيست؟ روش هاي متعددي براي تعريف اين كلمه وجود دارد، اما متاسفانه، بعضي اوقات به اشتباه مفهوم مينيماليسم به عنوان مترادفي براي كلمه كسل كننده تفسير مي شود.

مطمئنا عكسي كه در آن از مينيماليسم استفاده مي شود مي تواند كسل كننده باشد، اما اگر عكس فاقد جذابيت است اين حاصل انتخاب عكاس است، نه به دليل نقص سبك ذاتي. مينيماليسم تاثيرگذار است چون يك تجربه بصري آرامش بخش براي بيننده فراهم مي كند.

اينطور نيست كه مينيماليسم بهتر از سبك هاي ديگر باشد، فقط متفاوت است – به راحتي بيننده را جذب مي كند، و عمدا غير پيچيده است. با اين حال، شما بايد كمي تلاش كنيد تا بتوانيد عكس هاي مينيماليستي خوب بگيريد.آتليه بارداري

اينها ۵ نكته براي كمك به شماست.آتليه نوزاد

۱

به دنبال صحنه هاي ساده بگرديد

بديهي به نظر مي رسد، اينطور نيست؟ با تلاش براي استخراج مينيماليسم از مناظر به وضوح شلوغ، كارها را براي خودتان سخت تر نكنيد (هرچند با كمي تركيب بندي هوشمندانه مي توان اين كار را كرد). تپه هاي كوچك و درختان تنها. دشت هاي باز و آسمان آبي. يك پس زمينه يكنواخت و يك سوژه تنها. اين ها تنها چند مورد از سناريوهايي هستند كه براي عكاسي مينيماليسم مناسب مي باشند.

 

عكس از مجله Rucksack در Unsplash

2

يك نقطه كانوني قوي پيدا كنيد

عكس هاي مينيماليستي از لحاظ بصري ناپايدار نيستند – آنها چشم را رها نمي كنند تا بي هدف در كادر حركت كند. هر تصوير مينيماليستي خوب شامل يك نقطه كانوني است تا نگاه بيننده را به داخل بكشد و بقيه صحنه را در زمينه مناسب قرار دهد. اين نقطه كانوني مي تواند يك شخص يا يك حيوان، يك ساختمان يا يك شكل سنگي باشد. يك عكس مينيماليستي زماني بيشترين تاثير را دارد كه شامل يك سوژه اصلي باشد.

 

3

فضاي منفي در عكس بگنجانيد

فضاي خالي در يك عكس لزوما برابر با فضاي هدر رفته نيست. اين فضاي خالي در اطراف يك سوژه – يا–  فضاي منفي  اگر به درستي استفاده شود، به تعريف و تاكيد بيشتر بر سوژه كمك مي كند. اين فضاي تنفس بصري است. ديوارها، زمين و آسمان سه نمونه اصلي از چيزهايي هستند كه ممكن است براي ايجاد فضاي منفي مورد استفاده قرار گيرند. منبع فضاي منفي شما به اندازه نحوه كادربندي سوژه شما در آن فضا اهميت ندارد.

 

عكس از Joanna غير مجاز مي باشدinska در Unsplash

4

رنگ اضافه كنيد

مينيماليسم به شدت وابسته به يكنواختي است. شما اغلب متوجه مي شويد كه يك رنگ تنها در كادر غالب مي شود – يك آسمان آبي روشن، يك تپه سبز، يك دشت پوشيده از برف. اين در واقع مطابق با فلسفه مينيماليسم است، اما به اين معني نيست كه نمي توانيد براي زنده تر كردن عكس رنگ بيشتري به آن اضافه كنيد.

ساده ترين راه براي انجام اين كار احتمالا استفاده از يك سوژه رنگي يا يك سوژه انساني كه لباس رنگي پوشيده خواهد بود، به طوري كه آن را در هر جايي كه مي خواهيد در صحنه قرار مي دهيد.

 

عكس از Ashim D’Silva در Unsplash

5

طوري تركيب بندي كنيد كه حداكثر تاثيرگذاري را داشته باشد

سادگي ممكن است هدف نهايي باشد، اما شما نمي توانيد تركيب بندي را ناديده بگيريد طوري كه انگار اهميتي ندارد. در واقع، يك تركيب بندي همراه با دقت و تفكر، كار مينيماليستي شما را قوي تر خواهد كرد.

شما مي توانيد هر گونه  را سبك تركيب بندي در عكس خود به كار ببريد، اما ممكن است متوجه شويد كه دو تا از ساده ترين سبك ها از همه موثرتر هستند: استفاده از قانون يك سوم مي تواند اثربخشي فضاي منفي را به حداكثر برساند، در حاليكه خطوط هدايتگر مي توانند به افزودن عمق و تقارن كمك كنند.

 

نكات نهايي در مورد شروع كار با مينيماليسم در عكاسي

ايجاد تاثير بصري بيشتر با المان هاي كمتر آنقدر كه به نظر مي رسد آسان نيست، بنابراين تمام ايده هاي بالا را مد نظر قرار داده و آنها را امتحان كنيد. پيام اصلي اين است، با وجود اين كه هدف شما اين است كه همه چيز را به حداقل ممكن برسانيد، اما نمي توانيد خلاقيت را در اين روند قرباني كنيد. با اين حال، اين يك روند سرگرم كننده است كه در نهايت ضميمه ارزشمندي براي كار شما خواهد بود.

نويسنده: جيسون دي ليتل (Jason D. Little)

منبع:

لنزك


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۲۶ اسفند ۱۳۹۶ ] [ ۱۰:۵۹:۳۲ ] [ آتليه كودك ] [ نظرات (0) ]

 

 

 

 

 

 

اين روزها افراد به خصوص كساني كه به عكاسي نوزاد و كودك علاقه دارند در پي خريد گوشي هايي هستند كه از دوربين نسبتا حرفه اي برخوردار باشد. شما اگر هر ماه هم به يك آتليه نوزاد يا كودك مراجعه كنيد  بااين حال بازبا لحظاتي مواجه خواهيد شد كه نياز به ثبت دارد، چه چيزي بهتر از يك گوشي موبايل آيفون كه هر لحظه امكان عكاسي را برايتان فراهم كند.

عكس هاي زيادي ثبت كنيد

يكي از مزيت‌هاي دوربين موبايل نسبت به دوربين‌هاي ديجيتال، اين است كه همه جا همراه شماست پس دوربين eiphon خود را آماده نگه داريد تا از لحظه لحظه حركت كودك يا منظره اي كه لذت مي بريد عكاسي كنيد. تعداد بيشتر عكس مطمئنا شانس شما را در گرفتن سايه‌هاي اجسام يا طيف‌هاي نوري مختلف و زيبا بيشتر مي‌كند. سعي كنيد عكس هاي زيادي بگيريد و در پايان روز هم مي‌توانيد عكس‌هاي هنري خود را ذخيره و ديگر تصاوير را كه با سليقه‌ تان مطابق نيست، حذف كنيد.

راهنماي عكاسي با گوشي آيفون

زاويه مناسب را پيدا كنيد

انتخاب زاويه مناسب بهترين كاري است كه شما براي حرفه اي نشان دادن عكس ها مي توانيد انجام دهيد.

به دنبال نور باشيد

عكاسي به نور احتياج دارد به خصوص نور طبيعي تاثير بسيار خوبي خواهد داشت و هيچ دوربيني در تاريكي عكس‌هاي زيبايي نخواهد گرفت. درباره نورهاي مصنوعي بايد توجه داشته باشيد كه چطور مي‌توانيد از نور به نفع خود در عكاسي استفاده كنيد.

كنترل كامل دوربين را به دست بگيريد

مطمئنا حالت اتوماتيك عكاسي در گوشي‌هاي آي‌فون، كار را براي گرفتن يك عكس ساده راحت كرده است. اما براي عكاسي حرفه‌اي بهتر است خودتان كنترل همه چيز را در دست داشته باشيد. پس جسارت به خرج داده و براي يك بار هم كه شده به حالت تنظيم دستي دوربين برويد. در اين زمينه برنامه‌هايي مانند VSCO يا MuseCam گزينه‌هاي خوبي از قبيل تنظيم سرعت شاتر دوربين و حتي گرفتن عكس به صورت Raw در اختيار شما مي‌گذارند

عكس را ويرايش كنيد

ويرايش تصاوير مي تواند يك عكس معمولي را به يك عكس هنري و زيبا تبديل ‌كند. اجازه ندهيد كسي به شما بگويد كار ويرايش تصاويرتان بد است. همه چيز به سليقه شما بستگي دارد. استفاده از برنامه‌هاي جانبي، علاوه بر امكانات بسيار خوبي كه آيفون به شما ارايه مي‌دهد، مي‌تواند كمك بزرگي در اين راه باشد.

دوربين گوشي خود را كاملا بشناسيد

آيا مي‌دانستيد گوشي iphon خود مي‌توانيد به راحتي از اجسام در حال حركت عكس بگيريد، اين تنها يكي از مواردي است كه شايد بسياري از دارندگان گوشي‌هاي آي‌فون از آن اطلاعي نداشته باشند. مطمئن باشيد دوربين آي‌فون امكانات زيادي دارد كه از آن بي‌خبريد. پس دست از عكاسي در مقابل آينه برداريد و به شناخت دوربين گوشي خود بپردازيد

مهمترين تغيير در دوربين گوشي iphon 7 plus، اضافه كردن لنز دوم در گوشي بود كه اپل آن را تله‌فوتو ناميد. اين قابليت به شما امكان دو برابر زوم اپتيكال و ده برابر زوم ديجيتال مي‌دهد.

استفاده از حالت پرتره (Portrait mode)

يكي ديگر از ويژگي‌هاي جديد گوشي آيفون 7 پلاس، استفاده از حالت پرتره در عكاسي است. با فعال كردن اين حالت، گوشي آي‌فون با كمك دو لنز پشتي خود به صورت خودكار اختلاف فاصله اي را كه بين سوژه عكاسي و پس زمينه عكس وجود دارد، تشخيص داده و اين اختلاف را با نه درجه عمق مشخص مي‌كند. در اين حالت، پس‌زمينه عكس به صورت تار ديده مي‌‌شود.

استفاده از سخت‌افزارها و نرم‌افزارها

استفاده از لنزهاي اضافه، فلاش، پك باتري و وسايلي از اين دست مي‌تواند در مراحل بعد كمك حال شما باشد. در كشور ما كه دسترسي به اين وسايل به راحتي و براي همه امكان‌پذير نيست، نرم‌افزارهاي متفاوت در اين زمينه تا حدودي مي‌توانند اين جاي خالي را پر كنند.

                                                                                        

 

منبع:

گوگل

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۲۳ اسفند ۱۳۹۶ ] [ ۰۹:۳۶:۱۰ ] [ آتليه كودك ] [ نظرات (0) ]

 

 

 

 

 

 

يكي از زيبايي هاي  هنر عكاسي ثبت لحظه هاي ناب خانوادگي است. با گرفتن عكس هاي دسته جمعي وخانوادگي مي توانيد به كودكتان اعتماد به نفس ببخشيد. روانشناسان و متخصصان در دهه هاي اخير تلاش كرده اند تا با بررسي  حالت هاي مختلف عكاسي كودك اعتماد به نفس او را مورد ارزيابي قراردهند. با تحقيقات مختلف به اين نتيجه رسيده اند كه خلق عكس هاي خانوادگي به كودكان  اعتماد به نفس مي بخشد . درسال 1975 يك عكاس از كودكان كلاس 4 در طي 5 هفته عكاسي كرد وبادرنظر گرفتن حالت روحي ، احساسات وميزان خوشحالي آن ها به اين نتيجه رسيد كه اكثر كودكاني كه در كنار خانواده از آن ها عكاسي شده است  بسيار خوشحال تر وبا انرژي تر هستند . ديويد كراووس روانشناسي از اوهايو مي گويد خانواده يك واحد مهم زندگي وكودكان بايد بخشي ارزشمند از اين واحد در نظر گرفته شود. كراووس يكي از اولين پيشگامان عكاسي شخصي وآلبوم هاي خانوادگي به شمار مي رود . كراووس متعقد است گرفتن عكس خانوادگي وتهيه آلبوم ويا قراردان عكس در قاب عكس باعث مي شود كودك هر روز آن راببيند، حس بهتري داشته باشد و بادانستن اين كه همواره مورد حمايت خانواده قرار دارد با اعتماد به نفس بيشتري رفتاركند. ميتوانيد عكس هاي گرفته شده از كودكتان را قاب كنيد ودر اتاق اوبگذاريد تا هرروز صبح به آن نگاه كند وحس اعتماد به نفس او را تقويت كنيد. كودك شما ميفهمد كه شما عاشق او هستيد و به او احترام ميگزاريد.عكاسي از كودكتان مي تواند در منزل، فضاي باز ويا حتي  آتليه كودك باشد ، ولي مهم اينست كه دركناركودكتان باشيد تا به اوحس آرامش واعتماد به نفس ببخشيد

عكس خانوادگي | آتليه كودك كفشدوزك

 

                                                                                        

 

منبع:

گوگل

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۲۳ اسفند ۱۳۹۶ ] [ ۰۹:۳۵:۰۰ ] [ آتليه كودك ] [ نظرات (0) ]

 

 

 

 

 

عكاسي از كودك و عكاسي نوزاد در حين بازي كردن و هنگام شاد بودن آن خالي از لطف نيست .شايد براي شما پيش امده با شد كه از ديدن بازي هاي كودكان سر ذوق آمده باشيد و خواسته باشيد درآن لحظه از او عكاسي كنيد ، ولي ثبت عكس هاي حرفه اي آن هم درحين بازي كودكان به همين راحتي هم نيست .اولين نكته اي كه بايد به آن دقت كنيد نوع لنز دوربين عكاسي است .پس بسيار مهم است كه با چه دوربيني قصد عكاسي را داريد .دوربين هاي عكاسي در انواع متدوال  compact  و DSLR در بازار يافت مي شوند كه هركدام از آن ها در برندهاي گوناگون و امكاناتي مختلف ارائه مي شود .پيشرفت تكنولوژي به قدري سريع است كه هر روز محصولي جديد در دنياي ديجيتال رونمايي مي شود ،دنياي عكاسي و دوربين هاي عكاسي نيز از گذشته تا كنون پيشرفت هاي چشمگيري داشته است .دوربين هاي عكاسي لمسي ، دوربين هاي عكاسي با زوم اپتيكال چندين مگاپيكسلي و بسياري ديگر بخشي از اين پيشرفت هاي دنياي عكاسي به شمار مي رود .عكاسي از كودك به خصوص درحين بازي نياز به دوربين هاي حرفه اي دارد اما اگر خودتان  اطلاعات كافي از چگونگي عكاسي از كودك را داشته باشيد مي توانيد با اندكي تنظيمات با دوربين هاي متوسط هم عكس هاي زيبا وخلاقانه از بازي كودكان ثبت نماييد. فراموش نكنيد كه قبل از عكاسي كادربندي مناسب خود را انتخاب كنيد ،دوربين را در بهينه ترين حالت تنظيم كنيد ، به كودك نزديك شويد و سپس از او درحين بازي عكاسي كنيد .عكاسي با دوربين هايي كه قابليت عكاسي در حالت دويدن يا ورزش را دارند مي تواند بهترين انتخاب خريد دوربين براي شما باشد .اگر حوصله يا وقت كافي براي عكاسي در حين بازي كودكتان را نداريد مي توانيد با مراجعه به آتليه عكاسي كودك و نوزاد از متخصصان اين امر كمك بگيريد.در بسياري از آتليه ها از كودك در فضاي باز و امكانات فوق تخصصي عكسبرداري مي شود ،با اينكار مي توانيد علاه بر داشتن ايده هاي بي نظير براي عكاسي كودك درحين بازي از كيفيت بالاي عكس ها نيز مطمعن شويد

                                                                                          عكاسي درحين بازي /  كفشدوزك

 

 

 

منبع:

گوگل

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۲۳ اسفند ۱۳۹۶ ] [ ۰۹:۳۳:۵۴ ] [ آتليه كودك ] [ نظرات (0) ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ]
.: Weblog Themes By bornablog :.

درباره وبلاگ

نويسندگان
نظرسنجی
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت لغو عضویت
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 0
دیروز : 0
افراد آنلاین : 1
همه : 14767
چت باکس
موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
امکانات وب