آتليه كودك | آتليه نوزاد | آتليه بارداري
آتليه كودك آتليه نوزاد آتليه بارداري

 عكاسي مفهومي دقيقا چيست؟ عكاسي مفهومي را مي توان به عنوان يك ژانر از عكاسي فاين آرت در نظر گرفت كه يك ايده را نشان مي دهد، و قبل از هر چيز ديگري بر روي مفهوم عكس تمركز مي كند. هر تصويري مي خواهد پيامي را به بيننده منتقل كند، چه يك تفسير اجتماعي باشد، چه يك اعتراض عاطفي، و چه يك بيانيه سياسي، كه اين يا از طريق عكس هاي خوب گرفته شده در صحنه يا تكنيك هاي پس پردازش به دست مي آيد. عكاسي بارداري در آتليه بارداري


«آزادي» EOS 5D Mark III, EF50mm f/1.4 USM lens, f/5, 50mm, 1/640sec, ISO250، اثر فلورنتينا امون (Florentina Amon)

يكي از اولين معرفي هاي جهان در زمينه عكاسي مفهومي، سلف پرتره ايپوليت بايارد (Hippolyte Bayard) به صورت عكسي با عنوان «مرد غرق شده» در سال ۱۸۴۰ بود. اين عكس نمادين پاسخي به عدم به رسميت شناختن او به عنوان يكي از مخترعان اصلي عكاسي بود، و داستان اين كه او چطور به دليل بي عدالتي دولت فرانسه «خودش را غرق كرد» را بيان مي كند. امروزه، عكاسي مفهومي دو استفاده اصلي دارد، به عنوان يك روش يا به عنوان يك شكل هنر. اين نوع عكاسي بسيار خيال پردازانه است، بنابراين اغلب به ايجاد تصاويري مي انجامد كه واقعيت هاي تحريف شده را به تصوير مي كشند.

مهم است توجه داشته باشيد كه هدف عكاسي مفهومي، مانند عكاسي منظره يا انتزاعي، ايجاد تصاوير عالي و بي نقص نيست. اگرچه مسلما اثر نهايي بايد سطح مشخصي از زيبايي شناسي داشته باشد، اما هدف نهايي آن ترسيم يك تصوير در ذهن بيننده است، تا آنها را به تفكر وادارد و تفسيرهاي شخصي آنها را پرورش دهد.
[عكاسي مفهومي]

«بازگشت» EOS 5D Mark III, EF50mm f/1.4 USM lens, f/1.4, 50mm, 1/200sec, ISO200، اثر فلورنتينا امون
عكاسي مفهومي به عنوان يك روش

به عنوان يك روش، عكاسي مفهومي در مورد ايجاد تصاويري است كه متناسب با يك مفهوم هستند، مانند عكاسي تبليغاتي يا آرشيوي، كه در آن تصوير نهايي با يك مفهوم از پيش تصور شده ارتباط برقرار مي كند و به عنوان يك «صحنه نمايش» براي ايده ها مورد استفاده قرار مي گيرد. به عنوان مثال، يك تصوير از يك مرد در زير يك كوه قند براي هشدار در مورد خطر مصرف قند، يا شخصي كه زير يك آبشار ايستاده تا آن حس تازگي را نشان دهد كه با يك مارك خاص دستمال مرطوب مي توان تجربه كرد.
[عكاسي مفهومي]

«ابرها در آسمان» EOS 5D Mark III, EF50mm f/1.4 USM lens, f/2.2, 50mm, 1/40sec, ISO400، اثر فلورنتينا امون
عكاسي مفهومي به عنوان يك شكل هنر

به عنوان يك شكل هنر، اين ژانر عكاسي هيچ وقت به خوبي تعريف نشده است. اين ژانر نخستين بار در دهه ۱۹۶۰ به عنوان راهي براي هنرمندان جهت ثبت روند ساير هنرهاي غير عكاسي مانند هنرهاي نمايشي يا مجسمه سازي شروع به ظاهر شدن در هنر كرد، و آنها هنرمندان مفهومي در نظر گرفته مي شدند. در آن زمان، عكاسي مفهومي به عنوان نمايش ضعيفي از استعدادهاي هنري ديده مي شد، چون توليد هنر عكاسي با كيفيت بر اساس توانايي هاي تكنيكي قضاوت ميشد، و نه داستان پشت تصوير. با اين حال زمانه تغيير كرده است، و عكاسي مفهومي به عنوان يك شكل هنر به شدت مورد تحسين واقع شده است.
[عكاسي مفهومي]

«پناهگاه» EOS 5D Mark III, EF50mm f/1.4 USM lens, f/1.4, 50mm, 1/250sec, ISO100 by، اثر فلورنتينا امون
نحوه كار

اكثر عكس هاي مفهومي از تركيبي از تكنيك ها براي انتقال پيام خود استفاده مي كنند، از استفاده از يك استعاره بصري گرفته تا حالت عكس. هنر و عكاسي مفهومي بر روي ناخودآگاه انسان تاثير مي گذارد، و هنرمندان از تصاويري استفاده مي كنند كه مي دانند باعث ايجاد واكنش ها و ارتباطات احساسي از جانب بيننده مي شوند. بعضي از عكاسان از نمادهاي شناخته شده جهاني در كار خود استفاده مي كنند، مانند استفاده از رنگ سفيد براي نشان دادن پاكي و خلوص، يا تحت تاثير قرار دادن عمدي ابهام و ذهنيت تفاسير افراد براي پيشبرد گفتگو و بحث در مورد كار آنها. پس خوب است كه عكاساني كه اين ژانر را انتخاب مي كنند، واقعا درك كنند كه انسان ها چگونه اطلاعات و تصاوير را پردازش مي كنند، چون تنها در اين صورت است كه مي توانند اثري ايجاد كنند كه آنها را به سطح عميق تري مي رساند.

اما اين بدان معنا نيست كه مهارت هاي تكنيكي مهم نيستند. اگرچه ماهيت عكاسي مفهومي در ايده نهفته است، اما درك عكاسي پايه در ارائه مهم است. استفاده ماهرانه از نور، سايه ها، و تكنيك هاي تصويربرداري و پس پردازش مي تواند تا حد زيادي پيامي را كه يك عكاس سعي دارد انتقال دهد تقويت كرده، و به ايجاد يك پاسخ مورد نظر از جانب مخاطب كمك خواهد كرد.

نويسنده: مونا تئو (Mona Teo)

منبع:

لنزك


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۷ ] [ ۰۸:۴۵:۲۹ ] [ آتليه كودك ] [ نظرات (0) ]

 نظريه هاي گشتالت (Gestalt) توسط روانشناسان آلماني در دهه ۱۹۲۰ به رهبري ماكس ورتايمر با اين باور كه ذهن از گرايش هاي خودسازماندهي براي شكل دادن به يك «ديد كلي جهاني» استفاده مي كند، ايجاد شدند. اين نظريه ها تلاش مي كنند توضيح دهند كه ما هر چيزي را كه مي بينيم چطور درك مي كنيم و براي ايجاد يك «درك تصويري» چگونه آنها را در ذهن خود سازماندهي مي كنيم. ايده اصلي اين است كه وقتي ما با يك صحنه آشفته از لحاظ بصري مواجه مي شويم، ذهن ما آن را به الگوها و اَشكال قابل تشخيص تر ساده مي كند. اين نظريه ها تحت عنوان اصول گشتالت شناخته شده اند. منشأ خود كلمه گشتالت به معني شكل دادن/ به تصوير كشيدن/ سازماندهي كردن است كه به عنوان يك كل يكپارچه شده است. بنابراين، اين نظريه ها اغلب به صورت «كل بزرگتر از مجموع بخش هاست» بيان مي شوند، چون ذهن ما يك تصوير را در شكل كلي آن، و نه تك تك بخش هاي آن درك مي كند. اين مكانيزمي براي ذهن است كه وقتي يك تصوير را مي بيند ديوانه نشود.
[نظريه گشتالت در عكاسي خياباني]

EOS 1000D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 15mm; f/4; 1/180 sec; ISO 400

(هوا براي كار كردن سرد است)

از آنجا كه عكاسي ارائه تصوير به بيننده است، ما مي توانيم زماني كه عكس مي گيريم از اصول گشتالت استفاده كنيم تا تاثير درستي در ذهن بيننده ايجاد كنيم. به اين ترتيب مي توانيم ايده تصوير را به شيوه اي بهتر ارائه دهيم. اصول (قوانين) گشتالت مي توانند براي فهميدن اين كه ادراك بصري چگونه كار مي كند و چرا برخي از تصاوير بهتر از بقيه از كار درمي آيند، مفيد باشد. در زير اصول گشتالت براي عكاسي خياباني ارائه شده است: عكاسي نوزاد در آتليه نوزاد
سادگي

ذهن ما يك تصوير را در ساده ترين شكل آن مي بيند. قانون سادگي توضيح مي دهد كه ساده سازي يك تصوير براي كمك به چشم و ذهن مهم است، تا در تفسير آنچه كه ما سعي داريم نشان دهيم احساس راحتي كنند. بنابراين زماني كه ما از يك صحنه عكس مي گيريم، سعي داريم ساده ترين شكل آن را پيدا كنيم تا آن را براي ذهن جالب و «هضم» آن را آسان كنيم. و بعد از مدتي، ذهن عميق تر مي شود و معناي واقعي تصوير را درك مي كند.
[نظريه گشتالت در عكاسي خياباني]

EOS 100D; EF-S55-250mm f/4-5.6 IS STM; 194mm; f/5.6; 1/2000 sec; ISO 400

(ربات بيگانه)
تقارن

المان هاي متقارن در يك تصوير به عنوان بخش هايي از يك گروه ديده مي شوند. رابطه هر دو طرف به ما كمك مي كند تا المان ها را به صورت يك شكل واحد درك كنيم. وقتي ما يك عكس مي گيريم، مي توانيم از اين قانون براي ايجاد يك تصور كلي از يك تصوير كامل استفاده كنيم كه در واقع شامل دو يا چند المان است. تقارن را مي توان با برقراري تعادل در المان ها يا قرينه سازي آنها ايجاد كرد. با اين حال، گاهي اوقات تركيب بندي متقارن مي تواند بسيار كسل كننده باشد، و اين بستگي به خلاقيت ما در گرفتن تصاوير جالب و سرگرم كننده دارد.
[نظريه گشتالت در عكاسي خياباني]

EOS 60D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 22mm; f/8; 1/100 sec; ISO 800

(بادكنك فروش)
[نظريه گشتالت در عكاسي خياباني]

EOS 60D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 10mm; f/8; 1/1000 sec; ISO 400

(مسير يخ زده)
شكل روي زمين

در يك تصوير، گاهي اوقات ما بايد يك شيء را نشان دهيم (نقطه توجه اصلي تصوير)، اما چشمان بيننده نمي توانند به وضوح آن را ببينند چون آن شيء با پس زمينه خود ادغام مي شود. قانون شكل روي زمين (Figure to Ground) به ما كمك مي كند تا توضيح دهيم كدام المان به عنوان شكل ديده شده و كدام المان زمين خواهد بود. شكل، شيء يا نقطه توجه اصلي و زمين، پس زمينه پشت يا اطراف شكل مي باشد. گاهي اوقات شكل هميشه يك شيء نيست، مي تواند يك ناحيه باشد. ذهن ما كوچكترين يا پركنتراست ترين (تاريك ترين يا روشن ترين) ناحيه را به عنوان شكل و ناحيه بزرگتر را به عنوان زمين خواهد ديد.
[نظريه گشتالت در عكاسي خياباني]

EOS 60D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 22mm; f/4.5; 1/800 sec; ISO 400

(پس از باران)
[نظريه گشتالت در عكاسي خياباني]

EOS 1000D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 10mm; f/11; 1/500 sec; ISO 200

(كار صبح زود)
سرنوشت مشترك

قانون سرنوشت مشترك (Common Fate) توضيح مي دهد كه المان هاي بصري كه با هم در يك جهت حركت مي كنند، به صورت بخشي از يك گروه واحد ديده مي شوند. بنابراين، زماني كه ما يك صحنه را با گروهي از المان هاي در حال حركت با يكديگر مي بينيم، ذهن ما آن را به صورت يك گروه خواهد ديد، و المان هاي ديگري كه ثابت مي مانند يا در جهت ديگري حركت مي كنند، خارج از گروه در نظر گرفته خواهند شد. با درك اين قانون، مي توانيم تصويري از يك گروه ايجاد كنيم كه در واقع شامل المان هاي مختلف است يا مي توانيم المان هايي را از گروه حذف كنيم.
[نظريه گشتالت در عكاسي خياباني]

EOS 60D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 10mm; f/11; 1/1600 sec; ISO 800

(عجله)
نزديكي

گروهي از المان ها كه به يكديگر نزديك هستند، احتمال بيشتري وجود دارد كه متعلق به يكديگر ديده شوند، نسبت به وقتي كه از هم دور باشند. بنابراين، اگر ما بخواهيم ارتباطي بين المان ها در يك تصوير ايجاد كنيم، بايد آنها را نزديك يكديگر قرار دهيم.
[نظريه گشتالت در عكاسي خياباني]

EOS 1000D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 12mm; f/8; 1/60 sec; ISO 400

(دوستان)
[نظريه گشتالت در عكاسي خياباني]

EOS 1000D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 116mm; f/11; 1/60 sec; ISO 400

(او كيست)
شباهت

اگر المان ها شبيه يكديگر باشند، ذهن ما آنها را متعلق به يك گروه مي بيند. قانون شباهت را مي توان با استفاده از رنگ، شكل، اندازه، بافت يا هر ويژگي ديگر ايجاد كرد. المان هاي غير مرتبط كه ويژگي هاي مشابهي دارند، به صورت يك گروه ديده خواهند شد. با درك قانون شباهت، مي توانيم با استفاده از رنگ، شكل، اندازه يا بافت المان هاي غير مرتبط، بين آنها ارتباط ايجاد كنيم. تكرار، زير مجموعه اين قانون است.
[نظريه گشتالت در عكاسي خياباني]

EOS 100D; EF-S55-250mm f/4-5.6 IS STM; 65mm; f/4; 1/50 sec; ISO 100

(دوستان در سكوت)
[نظريه گشتالت در عكاسي خياباني]

EOS 60D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 22mm; f/11; 1/200 sec; ISO 100

(بدون عرق ريزي)
تداوم

قانون تداوم توضيح مي دهد كه ذهن ما تمايل دارد اَشكال يا خطوط را فراتر از نقطه پايانشان ادامه دهد. اشياء به عنوان يك كل گروه بندي مي شوند اگر هم خط باشند يا يك خط جهت را دنبال كنند. تا زماني كه اَشكال يا خطوط ادامه دار باشند، حتي اگر بخش بخش و مجزا باشند، به صورت يك المان واحد ديده مي شوند. و هرچه بخش هاي آنها نرمتر باشد، بيشتر آنها را به صورت يك شكل يا خطوط يكپارچه مي بينيم. از تداوم مانند خطوط هدايتگر نيز مي توان براي هدايت نگاه بينندگان به سمت سوژه اصلي كه مي خواهيم آنها ببينند استفاده كرد.
[نظريه گشتالت در عكاسي خياباني]

EOS 1000D; EF-S55-250mm f/4-5.6 IS STM; 250mm; f/5.6; 1/320 sec; ISO 400

(خارج از دسترس)
[نظريه گشتالت در عكاسي خياباني]

EOS 60D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 13mm; f/13; 1/8 sec; ISO 400

(سفر)
خاتمه

يكي از كارهاي خوبي كه ذهن ما مي تواند انجام دهد، توانايي كامل كردن اَشكالي است كه وجود ندارند. ذهن ما تمايل به تكميل كردن اشياء ناتمام دارد. اين قانون خاتمه است كه براي توضيح اين كه ذهن ما چگونه مي تواند فاصله بين اشياء يا خطوطي كه كامل نيستند را پر كند، مورد استفاده قرار مي گيرد. ذهن ما توانايي تشخيص المان هاي يك تصوير را دارد، حتي اگر آن المان تنها بخشي از شيء بزرگتر باشد. در يك تصوير، اَشكال كامل مي توانند كسل كننده باشند. از اين رو ما مي توانيم اطلاعات كافي به ذهن بدهيم تا بتواند اَشكال را شكل دهد، اما هنوز هم كمي جا براي تخيل باقي بگذاريم. با درك نظريه هاي گشتالت در هنگام عكاسي خياباني، ما مي توانيم تصويري با قدرت هدايت ذهن بينندگان آنطور كه مي خواهيم آنها ببينند، با تركيب بندي المان هاي آن به شيوه اي موثر ايجاد كنيم.
[نظريه گشتالت در عكاسي خياباني]

يك بار ديگر تكرار مي كنيم، نظريه هاي گشتالت در مورد ادراك و واقعيت هستند.

نويسنده: آگوس نونوت سوپريانتو (Agus Nonot Supriyanto)

منبع:

لنزك


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۷ ] [ ۰۸:۴۴:۰۲ ] [ آتليه كودك ] [ نظرات (0) ]

 فرق بين يك عكس خوب و يك عكاس خوب چيست؟ تفاوت در ثبات و پايداري است. براي همه ما پيش آمده كه به طور شانسي يك عكس خوب گرفته باشيم. شما كاملا مطمئن نيستيد كه چطور موفق به گرفتن آن شديد، اما همه چيز به طرز جادويي در جاي خود قرار گرفت و شما تصويري را ثبت كرديد كه باعث مي شود احساس كنيد يك ستاره به تمام معنا هستيد. اما مهم اين است كه بتوانيد آن هيبت و شكوه را دوباره تكرار كنيد… بارها و بارها. اين كاري است كه عكاسان عالي مي توانند انجام دهند.

پس عامل موفقيت چيست؟ خوش شانسي؟ گرفتن يك تريليون عكس به طوري كه چند تا از آن عكس هاي خوب اتفاقي در بين آنها باشد؟

نه. همه چيز به ليست كوتاهي از اصول و قواعد برمي گردد. اينها چيزهايي هستند كه عكاسان مي دانند، به طوري كه وقتي زمان آن فرا رسد، مي توانند اين اطلاعات را وارد عمل كنند تا به آنها كمك كند آن تصاوير برنده را بگيرند.

پس مي خواهيد عكس هاي عالي بگيريد؟ مي خواهيد به عنوان يك عكاسي كودك در آتليه كودك پيشرفت كنيد؟ اين جايي است كه بايد از آن شروع كنيد.
۱
دوربين خود را بشناسيد


آيا فكر مي كنيد برخي عكاسان حرفه اي وجود دارند كه به طور كامل نمي دانند چطور دوربين خود را كنترل كنند؟ درست است. من از كجا مي دانم؟

قبلا خودم يكي از آنها بودم.

بله، اين يك اعتراف زشت بزرگ است، اما حقيقت دارد. ما با عكاسي در مُد اولويت ديافراگم شروع كرديم، و اجازه داديم دوربين به جاي ما فكر كند.

ما فكر مي كرديم اين كار آسان تر و سريع تر از يادگيري تمام آن مسائل تكنيكي ترسناك است.

و شما مي توانيد براي مدتي به اين شيوه ادامه دهيد. دوربين ها از هميشه هوشمندتر شده اند، و مي توانند براي شما خيلي دقيق عمل كنند. اما ندانستن اين مسائل تكنيكي شما را عقب نگه مي دارد، و در رده «عكاسي شانسي» قرار مي دهد.

چيزي كه من اينجا دارم در مورد آن صحبت مي كنم، نياز به درك ويژگي هاي ضروري دوربين و لنزتان است، و دانستن اين كه چطور اين امر بر روي ظاهر تصاوير شما تاثير مي گذارد.

شما بايد بدانيد چطور تغيير ديافراگم بر ظاهر عكس شما تاثير مي گذارد.

شما بايد بدانيد چطور سرعت شاتر خود را تنظيم كنيد تا نتايجي كه مي خواهيد را به دست آوريد.

شما بايد بتوانيد ايزويي را انتخاب كنيد كه مناسب شرايط شما باشد.

و آن وقت، بر اساس ويژگي هاي دوربين خود، بايد در مورد مُدهاي درايو، تراز سفيدي، فوكوس، مُدهاي تثبيت كننده و غيره بدانيد.

خوشبختانه اين مسائل آنقدر كه به نظر مي رسد دشوار نيستند. در واقع شما مي توانيد تمام آنها را تنها در چند ساعت ياد بگيريد. وقتي اين كار را انجام داديد، آماده ايد تا به مرحله بعدي برويد.
۲
درك نوردهي
[نكات ضروري عكاسي]

زماني كه شما درك دقيقي در مورد ديافراگم، سرعت شاتر و ايزو، و اين كه چطور بر ظاهر عكس هاي شما تاثير مي گذارند پيدا كرديد، بايد همه آنها را در كنار هم قرار دهيد و ياد بگيريد كه آنها چطور با هم تعادل پيدا مي كنند تا بتوانيد يك نوردهي خوب ايجاد كنيد.

يكي از سخت ترين چيزها اين است كه بفهميد منظور افراد از يك «نوردهي خوب» چيست. برخي از افراد فكر مي كنند كه تنها يك نوردهي درست و يك نوردهي اشتباه وجود دارد و اگر آن را اشتباه به دست آوريد يك احمق هستيد.

اين طرز فكر احمقانه است.

و اگر به اينترنت مراجعه كنيد و سعي كنيد تعريف روشني به دست آوريد؟ ها، موفق باشيد! همه آن تعريف ها فوق العاده گيج كننده هستند، و واقعا به اصل نحوه ايجاد يك نوردهي خوب نمي پردازند.

(نوردهي مورد علاقه من «شدت نوري كه بر روي يك فيلم عكاسي مي افتد ضرب در زماني كه نوردهي مي شود است»… اوه… پس من به يك ماشين حساب نياز دارم؟)

بنابراين ما تعريف خودمان را از نوردهي ارائه داديم:

يك نوردهي خوب، ميزان روشنايي است كه مي خواهيد تصوير داشته باشد.

اگر از چيزي كه شما مي خواهيد روشن تر باشد، زياد نوردهي شده است. اگر تاريك تر از چيزي كه شما مي خواهيد باشد، ناكافي نوردهي شده است.

ساده است.

در نهايت، همه چيز به تصميم خلاقانه شما بستگي دارد. شما عكاس هستيد. اما بايد بدانيد چطور همه چيز را تنظيم كنيد تا به نوردهي مورد نظر خود دست يابيد، و چطور از دوربين خود براي كمك به فهميدن آن استفاده كنيد.
۳
تسلط بر نور
[نكات ضروري عكاسي]

اجازه دهيد با گفتن اين جمله شروع كنم كه من فكر نمي كنم هيچ كس واقعا بتواند كاملا بر نور مسلط شود (شايد به استثناي خداي يوناني آپولو). ما عكاسان برده هاي خوشحال و مشتاق نور هستيم. بدون آن ما نمي توانيم كارمان را انجام دهيم. و نور مي تواند يك ارباب بي ثبات و بي دوام باشد (به خصوص اگر از نور طبيعي استفاده كنيد).

اما يادگيري در مورد نور، درك جنبه ها و ظرافت هاي مختلف آن، دانستن نحوه كار با آن در هر شرايطي، ايجاد آن، دنبال كردن آن… خب، اينها واقعا پيگيري هاي مادام العمر عكاس هستند. ما هيچ وقت واقعا تسلط كامل پيدا نمي كنيم، اما ممكن است با سالها تمرين، به آن نزديك شويم.

از كجا شروع كنيم؟ ساده است. از بيرون. زماني كه قدم به بيرون مي گذاريد، فرصت هاي نورپردازي بي شماري در انتظار شما هستند. آيا مي توانيد در نور شديد هنگام ظهر عكس بگيريد؟ در نور ساعت طلايي؟ پس از غروب خورشيد؟ زماني كه ستاره ها ظاهر مي شوند؟

سپس به داخل خانه برگرديد. از نور پنجره ها استفاده كنيد. تنوع نامحدودي آنجا وجود دارد، و در چنين سناريوي ساده (اما پيچيده) اي شما كم كم مي توانيد نكات ظريف تري را ياد بگيريد.

براي ادامه يادگيري آماده ايد؟ ايجاد نور مورد نظر خودتان را امتحان كنيد (مثل يك جادوگر!) ياد بگيريد كه چطور از يك فلاش اكسترنال استفاده كنيد. چند لامپ استوديويي كرايه كنيد، قرض بگيريد يا بخريد، و شروع به ايجاد تنظيمات نورپردازي خودتان بكنيد.

به جستجوي نور ادامه دهيد، به يادگيري در مورد آن ادامه دهيد، و به قرار گرفتن در شرايط نوري جديد ادامه دهيد. اين كار يك عمر ماجراهاي عكاسي، و بيش از چند تصوير عالي براي شما به ارمغان خواهد آورد.
۴
كاوش عمق ميدان
[نكات ضروري عكاسي]

خيلي خب، خيال بافي در مورد نور كافي است. بياييد وارد عمل شويم.

عمق ميدان بخش بزرگي از عكاسي شماست كه احتمالا تا حد زيادي آن را دست كم مي گيريد.

من مي دانم، چون خودم آن را دست كم گرفته ام. و مي دانم كه هنوز هم اين كار را مي كنم. شما چطور؟

عمق ميدان يكي از آن چيزهايي است كه در ابتدا ساده به نظر مي رسد، و هرچه بيشتر ياد مي گيريد پيچيده تر مي شود. اما يادگيري در مورد آن، حتي در سطح پايه، تغيير زيادي در كار شما ايجاد خواهد كرد.

به عنوان مثال، شما بدون اين كه اول در مورد عمق ميدان ياد بگيريد، ممكن است فكر كنيد كه براي به دست آوردن كمي تاري در پس زمينه تصويرتان، فقط بايد مقدار ديافراگم خود را كم كنيد.

اما فاصله كانوني، فاصله سوژه تا پس زمينه، و فاصله دوربين تا سوژه را در نظر نگرفتيد. و با تركيب عوامل خاص، ديافراگم شما ممكن است در واقع تاثير بسيار كمي بر عمق ميدان داشته باشد يا اصلا تاثيري نداشته باشد. اين كاملا درست است. گاهي اوقات هيچ تفاوت عمق ميدان قابل توجهي بين f/1.4 و f/11 وجود ندارد.

هنگامي كه شما كم كم مي فهميد كه همه اينها چطور با هم ارتباط دارند، مي توانيد تاري پس زمينه چشمگيري به دست آوريد، حتي با يك دوربين كامپكت در يك ديافراگم زياد، تنها با دانستن اين كه دقيقا چطور بايد تمام متغيرها را كنترل كنيد.

يك تصور غلط ديگر در مورد عمق ميدان اين ايده است كه «عمق ميدان كم هميشه بهتر است». هنگامي كه تازه شروع به كار مي كنيد، عمق ميدان كم يك تكنيك جديد و هيجان انگيز است. اما در استفاده از آن زياده روي نكنيد. تا به حال ديده ايد كه يك عكس سر و شانه (هدشات) گرفته شده در ۸۵mm و f/1.2 چطور به نظر مي رسد؟ يك بوكه زيبا به راحتي مي تواند حواسمان را پرت كند، و فراموش كنيم كه حتي يكي از آن گردي هاي چشم هم در فوكوس نيست. امم، خب اين كاملا درست نيست.

از ديافراگم هاي زياد نترسيد. يا ديافراگم هاي كم. در واقع، اصلا از ديافراگم نترسيد. ياد بگيريد كه عمق ميدان چطور كار مي كند، و سپس از آن به عنوان يك تصميم خلاقانه براي درست از كار درآوردن تمام تصاوير استفاده كنيد. اين كاري است كه يك عكاس عالي انجام مي دهد. آنها گزينه هاي خود را مي دانند، و از تمام آنها استفاده مي كنند. مطلب پيشنهاد شده در پايين شما را با تمام عوامل تاثيرگذار بر عمق ميدان آشنا مي كند.

بيشتر بخوانيد: عمق ميدان را عمقي ياد بگيريد
۵
شناخت پرسپكتيو
[نكات ضروري عكاسي]

اين شايد يكي از تحسين شده ترين موضوعات در عكاسي است. به بيان ساده، پرسكتيو مربوط به روابط فضايي بين اجسام در كادر شماست – اندازه هاي آنها، قرارگيري آنها، و فضاي بين آنها. تمام اين تعيين موقعيت ها شيوه اي كه بيننده شما صحنه را تفسير مي كند را تغيير مي دهند. اين ممكن است باعث شود همه چيز سه بُعدي تر به نظر برسد، و يك حس عمق به عكس بدهد، يا ممكن است همه چيز را تخت و مسطح كند.

بنابراين چرا اين موضوع به وضوح مهم به طور گسترده مورد بحث قرار نگرفته است؟ چون پيچيده است! يا حداقل در نگاه اول مي تواند پيچيده باشد.

بياييد ساده شروع كنيم. زماني كه شما عكس مي گيريد، جايي كه در آن قرار مي گيريد يك تصميم بسيار مهم است. اين چيزي است كه پرسكتيو شما را تعيين مي كند. و تغيير پرسپكتيو مي تواند عكس شما را از يك تصوير معمولي به يك تصوير كاملا جذاب تبديل كند.

شناخت پرسكتيو به تمرين و آزمايش زيادي نياز دارد. و كمي تكان دادن پاهايتان، اينكه دولا شويد، دراز بكشيد، روي يك نردبان بايستيد، روي يك ساختمان بايستيد، يك قدم به جلو برداريد، يك قدم به چپ برداريد. اين چيزها پرسپكتيو شما را تغيير مي دهند و تاثيرات عمده اي بر ظاهر و احساس عكس هاي شما ايجاد مي كنند. آزمايش كنيد. هر بار كه پرسپكتيو خود را تغيير مي دهيد عكس بگيريد، و بعدا آنها را با هم مقايسه كنيد. اين كار چطور تصوير را تغيير مي دهد؟

حالا فاصله كانوني چطور؟ آيا پرسپكتيو را تغيير مي دهد؟ به لحاظ تكنيكي نه. اين زاويه ديد را تغيير مي دهد (به عبارت ديگر، زاويه صحنه اي كه دوربين شما ثبت مي كند). لنزهاي وايد مقدار وسيع تري از يك صحنه را ثبت مي كنند. تنها تغيير لنز پرسپكتيو را تغيير نمي دهد (هرچند ممكن است اينطور به نظر برسد). زماني كه شما تغيير لنز را با تغيير موقعيت تركيب مي كنيد، پرسپكتيو تغيير مي كند.
۶
غلبه بر تركيب بندي
[نكات ضروري عكاسي]

اكنون كمي فراتر مي رويم، و وارد بحث تركيب بندي مي شويم. اين يك موضوع مهم است كه مربوط به نحوه سازماندهي المان هاي بصري كوچك مختلف در صحنه مي باشد. اين بحث گسترده تر از پرسپكتيو است، و شامل چيزهايي مانند نور، خطوط، اَشكال، فرم ها، رنگ ها، كادرها، بافت ها، الگوها، حركت، بازتاب ها و غيره مي باشد.

شما ممكن است «قوانين» تركيب بندي را شنيده باشيد: قانون يك سوم، فضاي منفي، تعادل بصري. قوانين ترسناك، و كسل كننده به نظر مي رسند، و اين ايده كه شما قبل از اين كه مجاز به عكاس بودن باشيد بايد بنشينيد و آنها را حفظ كنيد، احتمالا بسياري از عكاسان را از غوطه ور شدن در دنياي شگفت انگيز تركيب بندي باز مي دارد.

اما من اينجا هستم تا به شما بگويم كه «قوانين» در واقع قانون نيستند. آنها بيشتر شبيه دستورالعمل هستند. اينها راه هايي براي سازماندهي المان ها در كادر شما هستند كه به گفتن يك داستان، انتقال يك احساس، يا جلب توجه بينندگان كمك مي كنند. همه آنها چيزهاي جالب و سرگرم كننده اي هستند، و چيزهاي بسيار ضروري اگر بخواهيد يك عكاس عالي باشيد.

به عنوان مثال، آن «قانون يك سوم» كه هميشه در مورد آن مي شنويد. خب، اين نشان مي دهد كه با قرار دادن سوژه در امتداد يكي از اين خطوط يك سوم جادويي، يا در تقاطع خطوط (چيزي كه من دوست دارم آن را يك نقطه عالي بنامم)، ناخودآگاه اهميت آن المان را در كادر خود افزايش مي دهيد. و دانستن اين موضوع مهم است، چون مي تواند به شما كمك كند تا نگاه بيننده خود را به جايي كه مي خواهيد هدايت كنيد!

اما اگر احساس مي كنيد اين قانون را دوست نداريد، مي توانيد آن را عمدا بشكنيد، و سوژه خود را كاملا در مركز كادر قرار دهيد. شايد بخواهيد تقارن سوژه خود را برجسته كنيد. شايد يك سوژه بسيار جدي است، و قرار دادن آن در مركز آن احساس را تقويت مي كند.

اين به شما، استاد عكاسي بستگي دارد. زماني كه شما در مورد تركيب بندي بدانيد، براي هر عكسي كه مي گيريد، انواع گزينه هاي جالب و سرگرم كننده مانند اين را در نظر مي گيريد.

بيشتر بخوانيد: كليه مقالات تركيب بندي لنزك
۷
پس پردازش خود را عالي و بي نقص كنيد
[نكات ضروري عكاسي]

بياييد اين مطلب را با موضوعي كه كمي بحث برانگيز است به پايان برسانيم.

ببينيد، در دنياي عكاسي دو دسته از افراد وجود دارند. كساني كه معتقدند پس پردازش (استفاده از نرم افزار براي ويرايش تصاويرتان پس از اين كه گرفته شدند) در بهترين حالت اتلاف وقت، و در بدترين حالت انحراف واقعيت است.

دسته ديگر معتقدند كه پس پردازش ابزاري است كه يك عكاس مي تواند از آن استفاده كند تا با كمك آن تصاويرش بيشتر شبيه به آنچه كه چشم آنها در هنگام گرفتن عكس شاهد آن بود شود، يا حالت عكس را بهبود بخشد يا يك داستان بگويد. اين يك تكنيك خلاقانه است كه قدمت آن به اندازه خود عكاسي است.

پس پردازش يك مهارت ضروري براي يك عكاس ديجيتال است. (حتي عكاسان فيلم هم پس پردازش انجام مي دهند!)

اين يك واقعيت ساده است كه تصاويري كه مستقيما از دوربين بيرون مي آيند، چيزي جز صحنه اصلي كه از آن عكس گرفته شده به نظر نمي رسند. آنها كسل كننده، تخت و بي روح هستند.

پس پردازش با تنظيم چيزهايي مانند كنتراست، روشنايي، وضوح، و اشباع، به بازگرداندن آن زيبايي كمك مي كند.

سپس شما مي توانيد حتي از اين هم فراتر برويد.

با برنامه هايي مانند لايت روم مي توانيد كارهايي مانند dodging و burning انجام دهيد، كه به معني روشن يا تاريك كردن انتخابي بخش هايي از يك تصوير به منظور هدايت توجه بينندگان شما به جايي است كه مي خواهيد.

اينها تكنيك هاي جديدي نيستند. dodging و burning به آغاز عكاسي برمي گردند، اما در ابتدا به سختي با نوردهي بخش هاي مختلف چاپ براي مدت زمان هاي مختلف انجام مي شدند.

خيلي دشوار بود، و اگر اشتباهي مي كرديد مجبور بوديد دوباره از اول شروع كنيد. dodge و burn اين تصوير از اوگن اسميت (W. Eugene Smith) ظاهرا ۵ روز طول كشيده است!

امروزه، با لايت روم، مي توانيد اين كار را در عرض چند ثانيه انجام دهيد، و هر چقدر مي خواهيد آن را تنظيم كنيد تا وقتي كه همه چيز عالي و بي نقص شود. احساس نمي كنيد خوش شانس هستيد؟ مي دانم كه چنين احساسي داريد!
ن
نتيجه گيري

پس اينها ۷ جنبه اصلي عكاسي هستند كه هر عكاس بايد آنها را مطالعه كند و انجام دهد. بعضي از آنها را مي توان در يك دوره زماني كوتاه فهميد، و برخي ديگر به يك عمر نياز دارند تا بر آنها تسلط پيدا كنيد. اما اين خبر خوبي است. شما چيزهاي هيجان انگيز زيادي براي يادگيري پيش رو داريد!

نويسنده: لورن ليم (LAUREN LIM)

منبع:

لنزك

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۷ ] [ ۰۸:۴۲:۳۳ ] [ آتليه كودك ] [ نظرات (0) ]

 فرمت عكاسي RAW چيست و چه تفاوتي با JPEG دارد؟ چه موقع با فرمت RAW عكس بگيريم و چه موقع با JPEG؟ در اين آموزش علاوه بر تعريف و توضيح هر يك از اين فرمت ها به صورت ساده و فني، با مقايسه انجام شده پي به تفاوت آن ها خواهيد برد. من قصد نداشتم يك مقاله اختصاصي در مورد مقايسه RAW و JPEG بنويسم. چرا؟ فكر مي كردم كه اين كشتي مدتها پيش غرق شده و دوره بحث هاي داغ در مورد اين كه كدام فرمت بهتر است، سر آمده. اما، چيزي كه من در تدريس عكاسي نوزاد در آتليه نوزاد متوجه شدم اين بود كه اين موضوع هنوز هم براي هر نسل از تازه وارداني كه تصميم مي گيرند به عرصه هيجان انگيز و فوق العاده عكاسي بپيوندند، گيج كننده و مبهم است. اين حاصل تلاش من براي نوشتن تنها مقاله ايست كه شما براي درك تفاوت بين RAW و JPEG نياز خواهيد داشت.
اولين برخورد با RAW

زماني كه براي اولين بار فرمت RAW در DSLR هاي مدرن در دسترس قرار گرفت، من دوربيني نداشتم كه آن را پشتيباني كند. من چند مقاله در مورد فرمت جديد خوانده بودم اما مزاياي عكاسي در فرمت RAW كاملا مشخص نبودند. در عوض، من صرفا با تجربه آزمايشي به طرفدار RAW تبديل شدم. من به نحوي به يك عكس RAW دسترسي پيدا كردم – دقيقا يادم نيست چطور يا از كجا – و آن را در فتوشاپ باز كردم. زماني كه من شروع به بازي كردن با تصوير كردم، تقريبا يك حمله قلبي از اين هيجان خالص به من دست داده بود.

در فتوشاپ يا هر برنامه ويرايش ديگري، وقتي شما شروع به حركت دادن اسلايدرهاي ويرايش براي چيزهايي مانند كنتراست و اشباع مي كنيد، اسلايدر را بيشتر و بيشتر جلو مي بريد تا وقتي كه تصوير از هم بپاشد. اين زماني است كه مي دانيد به حد مجاز رسيده ايد و ديگر نمي توانيد جلوتر برويد، بلكه بايد آن را كم كنيد (به عقب برگردانيد).

چيزي كه من در اولين برخوردم با يك تصوير RAW تجربه كردم، وسعتي بود كه مي توانستم آن را بيشتر جلو ببرم، تقريبا دو برابر يا بيشتر.

من حتي بدون درك كامل اين كه فرمت جديد چطور كار مي كرد، شيفته آن شده بودم. من هيچ وقت به عقب نگاه نكردم. اين تجربه انگيزه اصلي من براي خريد اولين DSLR ام بود – يك Canon Digital Rebel – كه فرمت RAW را پشتيباني ميكرد.
[مقايسه فرمت هاي عكاسي RAW و JPEG]

RAW پردازش نشده
[مقايسه فرمت هاي عكاسي RAW و JPEG]

JPEG پردازش شده در لايت روم
RAW در مقابل JPEG – توضيح غير فني

اين بهترين و ساده ترين توضيح تفاوت بين فرمت عكاسي RAW و JPEG است كه من تا كنون پيدا كرده ام.

تصور كنيد كه تصوير RAW در واقع خمير است، و به جاي عكاس، شما يك آشپز هستيد. شما مواد مختلف را به خمير اضافه كرده و سپس آن را در فر مي گذاريد تا بپزد. در پايان اين روند، شما يك كيك زيبا داريد.

كيك ظاهر و طعم خوبي دارد، اما هميشه يك كيك خواهد بود – شما نمي توانيد آن را به يك پاي يا پيراشكي تبديل كنيد چون يك كيك است. اما، اگر دوباره با خمير شروع كنيد، مي توانيد هر چيزي را كه مي خواهيد درست كرده يا بپزيد. تنها محدوديت خلاقيت و استعداد شماست.

اميدوارم متوجه شده باشيد كه من با اين مثال مي خواهم به كجا برسم.

درك فرمت هاي RAW و JPEG

در عكاسي، فرمت RAW داده هاي خام پردازش نشده و پخته نشده جمع آوري شده از صحنه توسط سنسور دوربين است. جذاب به نظر نمي رسد اما پتانسيل زيادي براي آنچه كه مي توانيد با آن به دست آوريد، دارد.

از طرف ديگر، JPEG محصول نهايي است. وقتي شما يك سري ويرايش ها را به تصوير RAW خود اعمال مي كنيد و از نتيجه راضي هستيد، آن را در نمونه كار خود با فرمت JPEG ذخيره مي كنيد. همين. زيبا به نظر مي رسد اما هيچ راه بازگشتي وجود ندارد.
[مقايسه فرمت هاي عكاسي RAW و JPEG]

RAW پردازش نشده
[مقايسه فرمت هاي عكاسي RAW و JPEG]

JPEG پردازش شده در لايت روم

اگر از قياس آشپزي راضي بوديد، مي توانيد به بخش بعدي رفته و مستقيما به سراغ كاربردهاي عملي فرمت هاي RAW و JPEG در عكاسي برويد.
RAW در مقابل JPEG – توضيح فني

به طور خلاصه، پردازنده دوربين ديجيتال نور آنالوگ را به اطلاعات ديجيتال – صفر و يك – تبديل كرده و آن را ثبت مي كند.

سنسورهاي دوربين از واحدهاي كوچكي به نام پيكسل تشكيل شده اند. هنگامي كه ما مشخصات يك دوربين را مي خوانيم، ممكن است بگويد كه يك سنسور ۲۰ مگاپيكسلي دارد، كه به اين معني است كه شامل ۲۰ ميليون واحد كوچك يا پيكسل است.

زماني كه ما دكمه شاتر را فشار مي دهيم و نور به سنسور برخورد مي كند، هر تك پيكسل شدت نور را با شمارش تعداد فوتون هايي كه به آن پيكسل مي رسند، اندازه گيري مي كند. بارِ فوتون ها ولتاژ را در پيكسل تغيير مي دهد؛ مقادير ولتاژ توسط دوربين ثبت مي شوند. همين. داده هاي RAW مجموعه اي از مقادير ولتاژ ثبت شده از تمام ۲۰ ميليون پيكسل هستند.

اما، بزرگترين چالش در هنگام ثبت تصاوير رنگي به وجود مي آيد.

پيكسل هاي سنسور «كور رنگ» هستند. آنها تنها مي توانند كل طيف نور را تشخيص دهند و نمي توانند شدت رنگ هاي جداگانه مانند قرمز، سبز و آبي را اندازه گيري كنند. اگر تمام پيكسل ها تنها شدت طيف كامل را اندازه گيري و ثبت مي كردند، ما در نهايت به تصاوير خاكستري مي رسيديم.

براي غلبه بر اين محدوديت، طراحان سنسور، فيلترهاي رنگي را در مقابل هر پيكسل قرار مي دهند. هر فيلتر دو تا از سه رنگ را مسدود مي كند. در نتيجه، هر پيكسل شدت يك رنگ خاص – قرمز، سبز يا آبي – را اندازه گيري مي كند.

اين اطلاعات در يك فايل RAW ثبت مي شوند. اين فايل حاوي اطلاعات شدت نور ايجاد شده توسط يك رنگ از هر پيكسل سنسور است.
[مقايسه فرمت هاي عكاسي RAW و JPEG]

RAW پردازش نشده
[مقايسه فرمت هاي عكاسي RAW و JPEG]

JPEG پردازش شده در لايت روم
تبديل به JPEG

هنگامي كه ما در حالت JPEG عكس مي گيريم، دوربين داده هاي RAW را مي گيرد و آنها را از طريق پردازنده تصوير خود اجرا مي كند. اين يك فرآيند پيچيده و نيازمند منابع زياد است. اول، تلاش مي كند تا ميزان شدت نور دو رنگ غايب (مسدود شده) را براي هر پيكسل برآورد كرده يا حدس بزند.

سپس، پردازنده تصوير كنتراست، اشباع و شارپ سازي اعمال مي كند. فضاي رنگ و تراز سفيدي را بر اساس تنظيمات دوربين انتخاب شده توسط كاربر قبل از گرفتن عكس تنظيم مي كند.

در مرحله آخر، فشرده سازي JPEG اعمال مي شود و تصوير بر روي كارت حافظه ذخيره مي شود.
[مقايسه فرمت هاي عكاسي RAW و JPEG]

RAW پردازش نشده
[مقايسه فرمت هاي عكاسي RAW و JPEG]

JPEG پردازش شده در لايت روم
تصاوير JPEG متفاوت از RAW هاي يكسان

اين بدين معناست كه اگر دو مدل دوربين مختلف – مثلا، سوني و نيكون – از سنسور هاي يكسان استفاده كرده و داده هاي RAW يكسان را ثبت كنند، اين دو شركت از الگوريتم هاي متفاوتي براي تفسير اطلاعات رنگ استفاده كرده، و در نتيجه نتايج متفاوتي ايجاد مي كنند. شما احتمالا بررسي هايي را كه در آن يك توليدكننده عكس هاي JPEG را با رنگ هاي چشم نوازتر يا رنگ پوست واقعي تر از ديگران ايجاد مي كند، خوانده ايد. علت اين مسئله اين است كه هر توليدكننده از روش متفاوتي براي تفسير داده هاي رنگ غايب استفاده مي كند.

هنگامي كه ما با فرمت RAW عكس مي گيريم، اطلاعات ولتاژ هر پيكسل در يك فايل ثبت شده و در كارت حافظه دوربين ذخيره مي شود. فقط همين.

فرآيند تفسير اطلاعات رنگ، اعمال كنتراست، اشباع، تراز سفيدي و غيره به صورت دستي با استفاده از پردازنده هاي RAW مختلفي مانند لايت روم، Camera RAW، RAW Image، Capture One و غيره انجام مي شود.
پردازش RAW غير مخرب

حالا مفهوم «پردازش RAW غير مخرب» بايد معني بيشتري براي شما داشته باشد. وقتي ما يك فايل RAW را در لايت روم بارگذاري كرده و به عنوان مثال شروع به حركت دادن اسلايدر Color Balance مي كنيم، فايل را تغيير نمي دهيم. در عوض، ما تنها تفسيرمان را از داده ها تغيير مي دهيم. از آنجا كه ما نمي توانيم پيش نمايش داده هاي RAW را به طور مستقيم ببينيم، لايت روم يك پيش نمايش براي ما ايجاد مي كند – يك نسخه JPEG از تفسير ما – و فايل RAW را دست نخورده باقي مي گذارد.
[مقايسه فرمت هاي عكاسي RAW و JPEG]

RAW پردازش نشده
[مقايسه فرمت هاي عكاسي RAW و JPEG]

JPEG پردازش شده در لايت روم

به طور خلاصه: وقتي ما با فرمت JPEG عكس مي گيريم، براي تفسير داده هاي RAW و ايجاد تصوير نهايي بر پردازنده دوربين تكيه مي كنيم. اين فرآيند بر اساس برآوردها، ميانگين ها و الگوريتم هاست.

هنگامي كه ما با فرمت RAW عكس مي گيريم، بر روند پردازش كنترل كامل داريم و مي توانيم تغييرات متعددي از يك تصوير RAW ايجاد كنيم. اما اين كار به مهارت و تجربه نياز دارد، و يك فرآيند بسيار وقت گيرتر است.
R
چه موقع بايد از فرمت RAW استفاده كنيم
عكاسي منظره
[مقايسه فرمت هاي عكاسي RAW و JPEG]

هنگامي كه ما از مناظر عكس مي گيريم، اغلب با محدوده ديناميكي يا دامنه ديناميك (dynamic range) گسترده نور سر و كار داريم – كه به دليل آسمان خيلي روشن و سايه هاي تاريك است. فرمت JPEG محدوده ديناميكي «بريده شده اي» دارد كه در طول فشرده سازي اجتناب ناپذير است. استفاده از فرمت RAW براي منظره بهترين كار است.
عكاسي HDR
[مقايسه فرمت هاي عكاسي RAW و JPEG]

هنگامي كه محدوده ديناميكي صحنه بيش از محدوده ديناميكي سنسور دوربين باشد، استفاده از تكنيك HDR ضروري است. تكنيك HDR نيازمند گرفتن چند عكس با نوردهي هاي مختلف و تركيب آنها به يك عكس است – تصوير HDR ساخته شده يك محدوده ديناميكي بسط (گسترش) يافته دارد. ادغام تصاوير JPEG كه قبلا فشرده و پردازش شده اند، چندان ايده آل نيست.

لنزك: تكنيك عكاسي HDR يا High Dynamic Range (دامنه ديناميك بالا)، به معني گرفتن عكس هايي با نوردهي هاي مختلف براي پوشش دادن دامنه ديناميك وسيع يك صحنه است. براي مثال يك منظره كه آسماني روشن و زمين تاريك دارد، يك عكس بر اساس نوردهي درست آسمان، و ديگري نوردهي درست زمين گرفته مي شود و سپس در فتوشاپ تركيب مي گردند. توصيه مي شود اين عكس ها يا نوردهي هاي اوليه، با فرمت RAW ثبت شوند كه در پس پردازش اطلاعات بيشتر يا دامنه ديناميك وسيع تري داشته باشيم.
چاپ در اندازه بزرگ
[مقايسه فرمت هاي عكاسي RAW و JPEG]

هنگامي كه ما با هدف ايجاد تصاوير چاپي بزرگ عكس مي گيريم، استفاده از فرمت RAW ضروري است. اگر من يك فايل ديجيتال ۲۴ مگاپيكسلي (۶۰۰۰x 4000x) داشته باشم، اجازه خروجي چاپي ۲۰ اينچي در رزولوشن ۳۰۰dpi را به من مي دهد. اگر بخواهم عكس هاي حتي بزرگتري چاپ كنم، بايد مقياس فايل اصلي را با استفاده از نرم افزار خاصي بالا ببرم. تصاوير JPEG از پس افزايش مقياس خيلي خوب بر نمي آيند و اغلب مصنوعات بر اساس فشرده سازي (compression artifacts) توليد مي كنند.
شرايط نوري دشوار
[مقايسه فرمت هاي عكاسي RAW و JPEG]

همه دوربين ها براي تراز سفيدي (White balance) تنظيماتي دارند. بسته به شرايط نوري (نور خورشيد، ابري، نور مصنوعي، تركيبي از نور طبيعي و منابع مصنوعي)، براي ايجاد عكس هاي طبيعي شما بايد تراز سفيدي (WB) دوربين را تنظيم كنيد.

زيبايي RAW اين است كه شما مي توانيد تراز سفيدي را بعد از گرفتن عكس بدون فدا كردن كيفيت تنظيم كنيد. اگر در مورد شرايط نوري مطمئن نيستيد، اول عكس بگيريد و تراز سفيدي را بعدا تنظيم كنيد.
به عنوان يك مبتدي – RAW اشتباهات شما را خواهد پوشاند
[مقايسه فرمت هاي عكاسي RAW و JPEG]

فايل هاي RAW نسبت به اشتباهات شما بخشنده تر هستند. اگر شما در طول عكاسي نوردهي صحيح را به دست نياورديد، تصاوير RAW شانس خيلي بهتري براي بازيابي تصاوير در طول پس پردازش به شما مي دهند.
به عنوان يك عكاس فاين آرت
[مقايسه فرمت هاي عكاسي RAW و JPEG]

عكاسان فاين آرت واقعيت را در حالت طبيعي خود ثبت نمي كنند. آنها سعي مي كنند واقعيت را از طريق ديد و استعداد هنري خود تفسير كنند. تصاوير RAW به عكاسان اجازه آزادي عمل بيشتري داده و به عكاسان فاين آرت كنترل بيشتري براي رسيدن به آنچه در ذهن دارند مي دهد.
J
چه موقع بايد از JPEG استفاده كنيم
به عنوان يك مبتدي كه عكس ها را ويرايش نمي كند

الگوريتم هايي كه دوربين ها براي تبديل تصاوير RAW به JPEG از آنها استفاده مي كنند با هر نسل جديد پيچيده تر مي شوند. در نتيجه، كيفيت عكس هاي JPEG مستقيما بيرون آمده از دوربين دارد بهتر و بهتر مي شود. اگر شما با پس پردازش عكس ها در ويرايشگرهاي RAW مانند لايت روم راحت نيستيد، از فرمت JPEG استفاده كنيد.
عكاسي اكشن
[مقايسه فرمت هاي عكاسي RAW و JPEG]

از آنجا كه فايل هاي JPEG بسيار كوچكتر هستند، به عكاسان اجازه عكاسي در نرخ فريم (frame rate) بسيار سريعتر و ذخيره سريعتر تصاوير بر روي كارت حافظه را مي دهند. به عنوان مثال، اگر با فرمت RAW عكس بگيريد، مي توانيد ۱۰ فريم در ثانيه عكاسي كنيد و حداكثر ۱۰۰ عكس بگيريد قبل از اين كه بافر دوربين پر شود و بايد منتظر بمانيد تا تصاوير بر روي كارت حافظه ثبت شوند. هنگام عكاسي با فرمت JPEG، مي توانيد ۱۴ فريم در ثانيه عكس بگيريد و ۳۵۰ فريم بگيريد قبل از اين كه بافر پر شود. اين يك مزيت بزرگ هنگام عكاسي از فعاليت هاي ورزشي است.
عكاسي از رويداد

گاهي اوقات در طول رويدادهاي زنده، يك عكاس براي ويرايش عكس ها وقت ندارد. عكس به محض اين كه گرفته شد تحويل داده مي شود. اگر عكس بعد از ثبت قرار نيست ويرايش شود، نيازي به فرمت RAW نيست.
عكاسي براي آژانس هاي خبري

اين يك روند جديد در ميان آژانس هاي خبري است كه تنها به عكس هاي اصلي در فرمت JPEG نياز دارند. منطق در اينجا به حداقل رساندن دستكاري عكس مي باشد، كه هيچ وقت مورد استقبال آژانس هاي خبري قرار نگرفته است.
زماني كه فضا بر روي كارت حافظه شما محدود است

اگر كارت حافظه شما به سرعت پر مي شود، وقت آن است كه به فرمت JPEG سوئيچ كنيد. داشتن عكس JPEG با كيفيت پايين تر بهتر از هيچ است.

نويسنده: ويكتور اليزاروف (Viktor Elizarov)

منبع:

لنزك

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۹ مرداد ۱۳۹۷ ] [ ۰۹:۵۸:۰۳ ] [ آتليه كودك ] [ نظرات (0) ]

 «من مناظر شهري را به عنوان يك ژانر فرعي از عكاسي كودك در آتليه كودك خياباني در نظر مي گيرم. اما اين كار به مهارت نياز دارد – آنچه كه يك منظره شهري عالي را از يك عكس فوري از يك ساختمان متمايز مي كند چيست؟ در اين راهنما، من سعي خواهم كرد تا نكاتي را ارائه دهم و در مورد نحوه عكاسي احساسي تر، به ياد ماندني تر، و قدرتمندتر از مناظر شهري ساختارشكني كنم». در ادامه اين مطلب لنزك اريك كيم عكاس خياباني نكات جالب و متفاوتي را براي عكاسي از مناظر شهري آموزش داده و براي هر نكته يك تمرين عكاسي مطرح كرده است. مطالعه اين مطلب را به همه لنزكي هاي عزيز توصيه مي كنيم.
منظره شهري چيست؟


براي شروع، يك «منظره شهري» در واقع ثبت يك منظره از يك چيز شهري است. ما به طور كلي به مناظر به عنوان غروب هاي زيبا، كوه ها، و مانند آن فكر مي كنيم.

با اين حال، به نظر من عكاسي از محيط شهري جذاب است. محيط هاي ساختگي كه انسانها ايجاد كرده اند.

براي من، مناظر شهري جالب تر از مناظر طبيعي هستند – چون آنها بيشتر تفاسير اجتماعي، انتقاد، يا بازتابي از جامعه ارائه مي دهند. بسياري از مناظر شهري بيگانه و غير طبيعي هستند. آنها ما را به عنوان انسان به دام مي اندازند، و باعث مي شوند كه ما اين زندگي هاي غير طبيعي را داشته باشيم (به زندگي در حومه شهر فكر كنيد، كه در آن ما حتي پياده رو هم نداريم).
۱
ساختمان هايي را پيدا كنيد كه احساس دارند
[عكاسي منظره شهري]

من فكر مي كنم براي شروع، يك منظره شهري عالي بايد احساس داشته باشد. اين تنها راهي است كه مي توانيم با يك ساختمان، يك محيط شهري، يا يك صحنه با نوعي همدلي يا احساس ارتباط برقرار كنيم.

به عنوان مثال، به دنبال ساختمان هايي بگرديد كه فرسايش يافته اند. كه شخصيت دارند. كه تاريخ دارند. كه رنگ پوست، آجرهاي در حال افتادن به يك طرف، يا جزئيات كوچك در جايي كه احساسات را تداعي مي كند، داشته باشند.

اين كار هيچ قانوني ندارد. تنها مهم است كه چه احساسي داريد.

تمرين: به ساختمان ها احساس بدهيد

به عنوان يك تكليف، در اطراف پياده روي كنيد و سعي كنيد با اين احساسات مختلف از ساختمان ها عكس بگيريد:

    غم
    شادي
    لذت
    هيجان
    يأس
    تنهايي
    انزوا

البته، ساختمان ها احساسي ندارند. اما با اين حال ما به عنوان انسان مي توانيم احساسات خود را به ساختمان ها افزوده يا نسبت بدهيم.

يك ساختمان «شاد» در مقابل يك ساختمان «غمگين» براي شما چطور به نظر مي رسد؟

تنها از قضاوت خود استفاده كنيد، و آن را امتحان كنيد.

لنزك: تشخيص، صنعتي در ادبيات است كه با استفاده از آن به اجسام بي جان حالات، صفات و يا احساس هاي انساني نسبت داده و به آن جلوه اي انساني مي بخشند. به عنوان مثال اين بيت شعر: طعنه بر طوفان مزن، ايراد بر دريا مگير، بوسه بگرفتن ز ساحل، موج را ديوانه كرد. در اين بيت عمل بوسيدن و صفت ديوانگي به موج نسبت داده شده است كه مختص انسان مي باشد. اين صنعت را مي توان به گونه اي در رشته عكاسي نيز وارد نمود. يعني از طريق عكاسي از اشيا، صفات و احساس هاي انساني را به مخاطب منتقل نمود. براي مطالعه بيشتر به مطلب «استفاده از صنعت تشخيص در عكاسي» مراجعه نماييد.
۲
تعداد زيادي عكس بگيريد
[عكاسي منظره شهري]

مزيت مناظر شهري اين است كه حركت نمي كنند، بر سر شما فرياد نمي زنند، يا وقتي دوربينتان را روشن مي كنيد تغيير نمي كنند.

اشتباهي كه بسياري از عكاسان هنگام عكاسي از مناظر شهري مرتكب مي شوند اين است كه تنها يك بار كليك مي كنند، و مي روند.

تمرين: بر روي صحنه كار كنيد

در عوض، سعي كنيد تعداد زيادي عكس از منظره شهري اي كه به نظر شما جالب است بگيريد. از زوايا و پرسپكتيوهاي مختلف از آن عكس بگيريد. از فاصله خيلي نزديك عكس بگيريد، سپس يك گام به عقب برداريد. از چپ، و از راست عكس بگيريد. دولا شويد. شايد بتوانيد يك پرسپكتيو بالاتر به دست آوريد و در سطح چشم يا پايين تر عكس بگيريد.

جبران نوردهي هاي مختلف را امتحان كنيد. از آن در ۰، ۱-، ۲-، ۱+، ۲+ عكس بگيريد.

هرچه مي توانيد عكس بگيريد، و پس از آن متوجه مي شويد كه يك تفاوت ظريف از نظر كادربندي يا نوردهي، اثر تصوير را كاملا تغيير خواهد داد.
۳
به دنبال جزئيات كوچك و خاص بگرديد
[عكاسي منظره شهري]

من فكر مي كنم كليد يك منظره شهري عالي اين است كه «يك چيز كوچك و خاص» به آن اضافه كنيد همچون گيلاسي كه آخر كار روي كيك مي گذارند – جزئيات كوچك و كمي كه يك عكس فوري عادي را به چيزي عمدي تر يا جالب تر تبديل مي كند.

شايد «يك چيز كوچك و خاص» در عكس شما بتواند يك مخروط ايمني تنها باشد. يا مي تواند تنها يك ترك در يك پنجره باشد. يا مي تواند شخصي باشد كه در كنار منظره شهري در حال راه رفتن است. يا مي تواند يك رنگ خاص در كادر باشد.

در واقع شما مي خواهيد كاري كنيد كه عكس هاي شما عمدي تر به نظر برسند – كه نشان دهند شما تنها يك عكس فوري نگرفتيد. مي خواهيد بيننده شما بداند كه شما قصد داشتيد يك عكس را به شيوه اي خاص بگيريد. كه شما چيزي منحصر به فرد در مورد يك منظره شهري خاص يافته ايد. و با تاكيد بر «جزئيات كوچك و خاص»، سعي داريد اين نكته را به بيننده اشاره كنيد كه «هي! اين چيزي است كه به نظر من جالب است، و به همين دليل است كه تو بايد نگاه دقيق تري به اين تصوير بيندازي».

تمرين: به دنبال «چيزي كوچك و خاص» بگرديد

اگر در حال عكاسي از يك منظره شهري هستيد، دست نگه داريد، و به اطراف خود نگاه كنيد. چه چيزي مي توانيد به كادر اضافه كنيد كه «يك چيز كوچك و خاص» است؟

شايد يك دوچرخه رها شده در آن نزديكي وجود داشته باشد. سپس سعي كنيد يك گام به عقب برگرديد، و بفهميد كه چطور مي توانيد دوچرخه را در كادر خود بگنجانيد.

اين «چيز كوچك و خاص» هر چه كه هست، ببينيد چطور مي توانيد آن را در كادر خود جاي دهيد.

اما در مورد حركت چيزهاي اطراف در يك صحنه چطور؟ راستش، فقط بايد كاري را انجام دهيد كه احساس مي كنيد درست است. من شخصا دوست ندارم چيزي در كادر حركت كند، اما به حركت چيزها در خارج از كادر اهميتي نمي دهم. تنها نداي قلب و قانون اخلاقي خودتان را دنبال كنيد.
۴
تركيب بندي خود را كامل و بي نقص كنيد
[عكاسي منظره شهري]

اگر در حال عكاسي از يك منظره شهري هستيد كه حركت نمي كند، هيچ بهانه اي براي ايجاد يك تركيب بندي بد نداريد. با بهترين توانايي خود، سعي كنيد يك تركيب بندي عالي و بي نقص ايجاد كنيد.

من توصيه مي كنم تركيب بندي خود را با وقت گذاشتن، و با تمركز بر روي لبه هاي كادر كامل كنيد. فكر كنيد كه چطور مي توانيد از المان هاي حواس پرتكن، يا اَشكالي كه در پس زمينه همپوشاني دارند اجتناب كنيد.

تمرين: در هم ريختگي ها را حذف كنيد

من احساس مي كنم كه بهترين راه براي داشتن يك تركيب بندي بهتر، حذف يا كم كردن درهم و برهمي ها، عوامل حواس پرتكن، يا پيچيدگي از كادرتان است. ببينيد چطور مي توانيد مناظر شهري خود را تا حد ممكن ساده كنيد، اما هنوز هم آن تاثير احساسي را داشته باشيد.

همچنين سعي كنيد با اجتناب از اَشكال روي هم افتاده (داراي همپوشاني)، المان هاي مختلف را در كادر خود از هم جدا كنيد. كمي فضاي منفي بين چيزها در پس زمينه اضافه كنيد، كه عمق بيشتري به كادر شما خواهد داد.

يا از جنبه ديگر، سعي كنيد ببينيد كه چطور مي توانيد المان هاي مختلفي در پشته پس زمينه خود در بالاي يكديگر ايجاد كنيد. سعي كنيد پرسپكتيو را پهن (مسطح) كنيد.

لنزك: مطالعه آموزش هاي تركيب بندي زير را به شما عزيزان توصيه مي كنيم

    ۱۰ قانون تركيب بندي عكس
    ۶ تكنيك تركيب بندي كه عكاسي شما را بهبود خواهد بخشيد
    ۲۰ تكنيك تركيب بندي در عكاسي كه عكس هاي شما را بهتر مي كنند

۵
در طول ساعت طلايي عكس بگيريد، يا از يك فلاش استفاده كنيد
[عكاسي منظره شهري]

نور بر احساس يك صحنه تاثير مي گذارد. اگر از يك منظره شهري عكس مي گيريد، سعي كنيد عكاسي را در طول طلوع يا غروب خورشيد انجام دهيد. نور تخت معمولا به معني احساسات تخت مي باشد.

اگر نور خوب نيست – سعي كنيد از يك منبع نور مصنوعي (مانند يك فلاش) استفاده كنيد. گاهي اوقات نور شديد و زننده فلاش بر حالت منظره شهري تاثير مي گذارد (به آن احساس بيگانه تر، پر اضطراب تر، يا افسرده تر مي دهد).

لنزك: نورپردازي تخت (Flat lighting)، زماني است كه صحنه، بدون در نظر گرفتن نوع آن، به طور وسيع و گسترده اي «پخش يا ديفيوز شده و به طور مستقيم» نورپردازي شود. نورپردازي تخت صحنه را روشن مي كند، اما جزئيات و عمق را بيرون نمي كشد و به طور كلي باعث مي شود عكس گرفته يا بي جان شود – اگرچه در موارد خاص عكاس ممكن است بنا بر هدف دقيقي به آن احتياج پيدا كند. در عكاسي طبيعت، نورپردازي تخت اغلب توسط آسمان هاي ابري، يا نور خورشيد مستقيم و… ايجاد مي شود. از اين رو عكاسان منظره اغلب زماني را براي عكاسي انتخاب مي كنند كه خورشيد در زاويه پايين يا غير مستقيمي قرار دارد. مثل طلوع صبح زود يا غروب بعد از ظهر (ساعات طلايي)، كه علاوه بر جزئيات و عمق، نور اغلب رنگارنگ تر از نور ظهر است.

تمرين: از يك محل چندين بار بازديد كنيد

هنگامي كه يك منظره شهري خوب مي بينيد، سعي كنيد در شرايط نوري مختلف از آن عكس بگيريد. چندين بار به آن محل برگرديد. در طول طلوع، غروب، يا در وسط روز از آن عكس بگيريد. با يك فلاش از آن عكس بگيريد.

سعي كنيد عكاسي از منظره شهري خود را در حالت سياه و سفيد و رنگي نيز امتحان كنيد. ببينيد كدام زيبايي شناسي احساس و حالت يك صحنه را تغيير مي دهد.
ن
نتيجه گيري
[عكاسي منظره شهري]

عكاسي از مناظر شهري سخت تر از عكاسي از افراد است – چون به طور كلي ساختمان ها خسته كننده هستند، و درست مانند عكس هاي فوري به نظر مي رسند كه هر گردشگري مي تواند بگيرد.

ما به عنوان عكاسان خياباني معمولا بر مستندسازي افراد تمركز مي كنيم. اما توجه كنيد كه محيط شهري به همان اندازه مهم است – چون عكس هاي شهري ما بازتابي است از اين كه ما به عنوان انسان، و يك جامعه چه كسي هستيم.

به علاوه، در مورد اين كه عكس هاي مناظر شهري شما ۲۰، ۵۰، ۲۰۰، و ۱۰۰۰ سال ديگر چطور به نظر خواهند رسيد نيز فكر كنيد. شما داريد تاريخ را مستندسازي مي كنيد.

نويسنده: اريك كيم (Eric Kim)

منبع:

لنزك

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۹ مرداد ۱۳۹۷ ] [ ۰۹:۵۶:۳۴ ] [ آتليه كودك ] [ نظرات (0) ]

 با كمك اين آموزش عكاسي گام به گام  مي توانيد مسير يك سوژه در حال حركت را با تركيب چند فريم در داخل يك تصوير نشان دهيد. اين تكنيك شامل ثبت چند عكس به سرعت گرفته شده، و سپس چسباندن آنها به يكديگر براي نشان دادن سوژه در چندين موقعيت در كل كادر است. در ادامه با ما همراه شويد.

اسكيت بردينگ به همان اندازه كه به پشتكار و قدرت محض نياز دارد، نيازمند خلاقيت نيز هست – كه چيزي است كه ما عكاسان مي توانيم به آن مرتبط باشيم.
اسكيت بردينگ و عكاسي هر دو وابسته به تركيب تخيل و تكنيك هستند – درست همانطور كه يك اسكيت باز خط حركت درست را انتخاب كرده و براي انجام اين كار به نحو احسن تلاش مي كند، يك عكاس نيز زاويه مناسب دوربين را انتخاب كرده و بهترين راه براي ثبت يك لحظه را در نظر مي گيرد. شايد به همين دليل است كه عكاسي كودك در آتليه كودك از اسكيت بازي يك حس شاعرانه بصري در خود دارد كه اكثر ورزش هاي اكشن ديگر ندارند. يا شايد تنها به اين دليل است كه حركت روان يك اسكيت باز بااستعداد از لحاظ بصري بسيار جذاب است.

اين امر به ويژه زماني درست است كه ما چند فريم را براي به دست آوردن يك عكس به هم پيوسته مانند اين با هم تركيب مي كنيم. عكاسان هميشه با چالش انتقال يك حس حركت در يك تصوير ثابت و بي حركت روبرو بوده اند. ترفندهاي زيادي براي اين كار وجود دارد – تاري حركتي (motion blur)، فلاش پرده عقب، تاري پنينگ، فلاش استروبوسكوپي. اما يك تكنيك به طور خاص براي عكاسي از اسكيت بازي ايده آل است.
ماموريت

ايجاد يك عكس به هم پيوسته براي ثيت يك لحظه اكشن

زمان مورد نياز: يك ساعت

سطح مهارت: متوسط

تجهيزات مورد نياز: سه پايه، ريموت كنترل شاتر (اختياري)، رفلكتور (اختياري)

با يك نگاه سريع به هر مجله اسكيت بردينگ احتمالا متوجه مي شويد كه عكاسي به هم پيوسته (sequence photography) يك راه عالي براي نشان دادن يك اسكيت باز در حال حركت است.

اين تكنيك شامل ثبت چند عكس به سرعت گرفته شده، و سپس چسباندن آنها به يكديگر براي نشان دادن سوژه در چندين موقعيت در كل كادر است. طبيعي است كه جادوي فتوشاپ در اين امر دخيل است، اما همانند بهترين ترفندهاي ديجيتال، مهارت واقعي در درجه اول در داخل دوربين صورت مي گيرد.

در اين پروژه، ابتدا با آماده شدن براي عكاسي با سرعت بالا، و سپس با وصل كردن عكس ها به يكديگر براي به دست آوردن تركيب اكشن نهايي، توضيح خواهيم داد كه اين كار چطور انجام مي شود.
الف
در محل عكاسي: ثبت يك دنباله اكشن
دوربين را ثابت و محكم كنيد

همه عكس هاي ما بايد به طور كامل هم تراز باشند، چون اين امر تركيب فريم ها در فتوشاپ را آسان تر مي كند. بنابراين به يك سه پايه نياز داريم تا دوربين را ثابت نگه داريم. يك ريموت كنترل شاتر نيز مفيد است، چون به اين معني است كه لازم نيست در طول ثبت دنباله به دوربين دست بزنيم (جلوگيري از لرزش).
از يك رفلكتور استفاده كنيد

در يك روز آفتابي روشن مانند اين، رفلكتور به بازتاب كمي نور به سايه هاي روي سوژه كمك خواهد كرد. از قبل اين مسئله را با آنها مطرح كنيد تا مطمئن شويد كه نور چشم هاي آنها را اذيت نمي كند – قطعا ما نمي خواهيم يك لحظه مهم را خراب كنيم!
بر روي نقطه مورد نظر پيش فوكوس كنيد

فوكوس خودكار بر روي سوژه هاي به سرعت در حال حركت مي تواند چالش برانگيز باشد. اگر ما بدانيم كه سوژه قرار است از كجا رد شود، مي توانيم از قبل از او بخواهيم كه در نقطه حياتي بايستد تا بتوانيم بر روي او پيش فوكوس كنيم. سپس دوربين را بر روي فوكوس دستي قرار مي دهيم تا آن را در جاي خود قفل كنيم.
[عكاسي به هم پيوسته]
عكاسي از كنار

سعي كنيد مجسم كنيد كه سوژه وقتي در موقعيت هاي مختلف در كل كادر قرار مي گيرد، چه طور به نظر مي رسد. يك ديد جانبي نسبت به اكشن (حركت) معمولا بهتر است، چون همپوشاني كمتري بين عكس ها وجود دارد. به طور باز تركيب بندي كنيد تا در صورت نياز فضاي اضافي داشته باشيد.
از يك زاويه دوربين پايين استفاده كنيد

يك زاويه دوربين پايين به تاكيد بر ارتفاع پرش و زمان ماندن در هوا كمك مي كند. همچنين به ما اجازه مي دهد تا مقدار زمين نشان داده شده در كادر را به حداقل برسانيم و ما را قادر مي سازد تا سوژه را در مقابل گستره آسمان آبي روشن كادربندي كنيم تا يك پس زمينه ساده و پرانرژي داشته باشيم.
داستان را نشان دهيد

يك عكس به هم پيوسته مانند يك داستان كوتاه است و مانند تمام داستان هاي خوب بايد آغاز، ميانه و پايان داشته باشد. طوري كادربندي كنيد كه بتوانيد ببينيد سوژه شما از كجا مي آيد، از كجا مي گذرد، و در نهايت به كجا مي رسد.
نكته مهم

به ياد داشته باشيد كه هميشه در اين نوع عكاسي اكشن خطر زمين خوردن اسكيت باز وجود دارد. اين اتفاق نه تنها براي آنها، بلكه براي شما و تجهيزاتتان نيز مي تواند دردناك باشد. حتي اگر آنها خودشان هم به هوا نروند، ممكن است اسكيت آنها برود. بنابراين چندين بار ترفند آنها را تماشا كنيد تا بهترين موقعيت را براي دوربين پيدا كنيد، و اگر يك كنترل بي سيم داريد، شاتر را از راه دور فاير كنيد.
ب
آموزش عكاسي گام به گام: دوربين خود را براي ثبت اكشن آماده كنيد

نحوه آماده سازي دوربين، چه براي عكاسي از يك اسكيت باز و چه هر نوع دنباله اكشن ديگر در اينجا آموزش داده شده است.
[عكاسي به هم پيوسته]
۱
عكاسي با سرعت بالا

سرعت عمل بالا براي اين نوع تكنيك ضروري است. دوربين Canon EOS 5D Mark III كه ما از آن استفاده كرديم، قادر به ثبت شش فريم در ثانيه است. ما آن را بر روي مُد پيوسته با سرعت بالا (High Speed Continuous) قرار داديم، و سپس دكمه شاتر يا كنترل ريموت شاتر را براي گرفتن عكس هاي سريع فشار داديم.
[عكاسي به هم پيوسته]
۲
سرعت شاتر سريع

سوژه هاي متحرك، به خصوص آنهايي كه از كنار دوربين حركت مي كنند، به يك سرعت شاتر سريع براي متوقف كردن حركت و جلوگيري از تاري نياز دارند. سرعت مناسب به حركت بستگي دارد، اما براي اين اسكيت باز ۱/۵۰۰ ثانيه حداقل سرعت مي باشد.
[عكاسي به هم پيوسته]
۳
نوردهي سازگار

سازگاري براي مجموعه عكس هاي ما حياتي است. ما دوربين را بر روي مُد نوردهي دستي (M) با سرعت شاتر ۱/۱۲۵۰ ثانيه، ديافراگم f/11 و ايزو ۴۰۰ تنظيم مي كنيم. اگر شما با استفاده از مُد دستي راحت نيستيد، مُد اولويت شاتر را امتحان كنيد. مهم اين است كه سرعت شاتر را بالا نگه داريد.
[عكاسي به هم پيوسته]
۴
عمق ميدان را كنترل كنيد

حتي اگر ما از قبل بر روي نقطه اي كه سوژه قرار است از آن عبور كند فوكوس كنيم، اين احتمال وجود دارد كه نقطه فوكوس ۱۰۰% در جاي دقيق قرار نگيرد. يك ديافراگم متوسط مانند f/11 با گسترش عمق ميدان، به ما كمي ايمني مي دهد.
۵
كادر خود را ساده كنيد
[عكاسي به هم پيوسته]

اجازه ندهيد عكس هاي متوالي شما شلوغ و درهم برهم شوند – آنها را ساده نگه داريد. جزئيات زياد در پس زمينه مانند اين عكس (كه با يك زاويه دوربين كمي بالاتر گرفته شده است) زماني كه ما «عكس هاي كلون (clone) شده» را با هم تركيب مي كنيم، مي تواند بسيار شلوغ به نظر برسد. بنابراين آن قانون قديمي را دنبال كنيد – سادگي را حفظ كنيد. يك پس زمينه ساده يا گستره آسمان به شما كمك خواهد كرد تا فوكوس را بر روي سوژه خود حفظ كنيد. تركيب يك لنز وايد – ما از يك لنز ۲۰mm براي عكس اصلي خود استفاده كرديم – و يك زاويه پايين به تاكيد بر ارتفاع پرش كمك خواهد كرد. با اين حال، براي ترفندهاي ديگر يك لنز بلندتر ممكن است انتخاب بهتري باشد – در اينجا يك لنز ۲۰۰mm پس زمينه را تار مي كند.
ج
آموزش گام به گام: چگونه دنباله خود را بسازيد

مجموعه عكس هاي اكشن به سرعت گرفته شده خود را با استفاده از مهارت هاي ماسك كردن در فتوشاپ به هم وصل كنيد.
[عكاسي به هم پيوسته]
۱
عكس ها را به صورت چند لايه باز كنيد

Bridge را باز كرده و بين اولين و آخرين عكس Shift-كليك كنيد تا دنباله خود را انتخاب كنيد، سپس به مسير Tools > Photoshop > Load Files into Photoshop Layers برويد. اين كار آنها را در يك فايل لايه بندي شده باز مي كند (مي توانيد از مسير File > Scripts > Load Files into Stack in Photoshop نيز استفاده كنيد).
[عكاسي به هم پيوسته]
۲
ترتيب عكس ها را تغيير دهيد

سپس پنل لايه ها (Window > Layers) را باز كنيد و لايه ها را مرتب كنيد تا آن طور كه شما مي خواهيد همپوشاني داشته باشند. ما تصوير «hero» را به طرف بالا كشيديم. شما مي توانيد از ميانبرهاي كيبورد Cmd/Ctrl+] يا Cmd/Ctrl+[ براي حركت لايه ها به بالا يا پايين استفاده كنيد.
[عكاسي به هم پيوسته]
۳
ماسك هاي ناهموار (نامنظم) بسازيد

لايه بالايي را هايلايت كرده و ابزار Lasso را برداريد. سپس اسكيت باز را انتخاب كرده و بر روي آيكون Add Layer Mask در پنل لايه ها كليك كنيد. سپس بر روي آيكون چشم لايه زير آن Alt-كليك كنيد، و پس از آن دوباره اسكيت باز را انتخاب و ماسك كنيد. اين كار را براي تمام لايه ها به جز لايه پاييني تكرار نماييد. سپس، تمام لايه ها را ظاهر كنيد.
[عكاسي به هم پيوسته]
۴
همپوشاني ها را تميز كنيد

تصوير بند انگشتي ماسك در لايه بالايي را هايلايت كنيد، سپس ابزار قلم مو يا Brush را برداريد. با رنگ مشكي رنگ كنيد تا لبه ها پنهان شوند و بخش هايي از بدن كه با لايه هاي زيرين همپوشاني دارند را تميز كنيد. سپس، تصوير بند انگشتي ماسك بعدي را هايلايت كرده و اين كار را تكرار كنيد، تا زماني كه ماسك ها كامل شوند.

لنزك: رنگ كردن روي ماسك لايه (Layer mask) يك لايه، با رنگ مشكي باعث محو شدن آن بخش و با رنگ سفيد باعث نمايان شدن آن مي شود.
[عكاسي به هم پيوسته]
۵
يك افكت محو شدگي اضافه كنيد

زماني كه تمام ماسك ها كامل شدند، دنباله بايد يكپارچه به نظر برسد. در اين مرحله، اگر دوست داشته باشيم مي توانيم براي ايجاد يك ظاهر محو شدگي در بخش هايي از دنباله، با شفافيت (opacity) هاي مختلف آزمايش كنيم. هر لايه را انتخاب كرده و از كنترل هاي شفافيت (opacity) لايه براي محو كردن آن استفاده كنيد.
[عكاسي به هم پيوسته]
۶
تصوير را تكميل كنيد

لايه بالايي را هايلايت كرده و سپس بر روي آيكون Create New Layer كليك كنيد. از ميانبر Cmd/Ctrl+Shift+Alt+E براي ادغام يك لايه جديد استفاده كرده و سپس با تنظيم اين لايه كار را تمام كنيد. ما رنگ ها را با استفاده از مسير Filter > Camera Raw Filter تقويت و برخي از جزئيات پس زمينه را كلون كرديم.
[عكاسي به هم پيوسته]

نويسنده: PhotoPlus

منبع:

لنزك

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۸ مرداد ۱۳۹۷ ] [ ۰۹:۳۲:۰۲ ] [ آتليه كودك ] [ نظرات (0) ]

نوري كه اسپيدلايت ها (فلاش) به من مي دهند درهيچ زماني از طول روز به آن دست پيدا نمي كنم، هميشه استفاده از آن در خيابان، چه براي عكاسان ايراني و چه عكاسان خارجي سخت بوده است.


استفاده از آن در خيابان براي مردم عجيب مي باشد و اينكه شما در حين عكاسي پرتاب نور داشته باشيد، نگاه ها را به سمت شما جلب مي كند. شايد اين نگاه ها براي بعضي از عكاسان سخت باشد، ولي به دليل اينكه عاشق عكاسي نوزاد در آتليه نوزاد بوده ام فراموش كرده ام اينكه مردم در موردم چه فكر مي كنند.
[اسپيدلايت در عكاسي خياباني]

مهمترين بخش استفاده از اسپيدلايت به غير از اينكه يك عكاس بايد نحوه ي استفاده از آن را بداند، انتخاب چهره هايي است كه عكاس قصد دارد از آن ها استفاده كند. بعضي از چهره ها به گونه اي هستند كه نور اسپيدلايت ها به خوبي بر چهره ي آن ها مي نشيند و اين انتخاب چهره ها براي هر عكاس متفاوت مي باشد.
[اسپيدلايت در عكاسي خياباني]

اين كه چه انتخابي داشته باشيم بسته به حسي است كه هرعكاس نسبت به مردم اطرافش دارد كه يك موضوع شخصي و دروني مي باشد و غير قابل آموزش و توضيح دادن.
[اسپيدلايت در عكاسي خياباني]

استفاده از اسپيدلايت هميشه خطراتي را نيز براي عكاس به همراه دارد، ولي با حضور مداوم در خيابان و استفاده از آن ياد ميگيريم كه با نزديك تر شدن و ارتباط گرفتن با مردم مي توانيم اين خطرات را تا حد زيادي كم كنيم.

نويسنده و عكاس: سلمان سام دليري

منبع:

لنزك

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۸ مرداد ۱۳۹۷ ] [ ۰۹:۳۰:۳۰ ] [ آتليه كودك ] [ نظرات (0) ]

 شما بايد آن دسته از عكس هايي كه در آن يك ماشين يا موتورسيكلت شارپ و در فوكوس ديده مي شود در حاليكه به نظر مي رسد پس زمينه با يك اثر تاري در حركت است را ديده باشيد. در ابتدا، ممكن است فكر كرده باشيد كه اين يك ترفند فتوشاپ است يا چيزي كه فقط يك عكاس ورزشي حرفه اي مي تواند به آن دست يابد. خب، اجازه دهيد بگويم كه اين تكنيك عكاسي پنينگ (panning photography) نام دارد و يادگيري آن آسان است.

تمام كاري كه بايد انجام دهيد اين است كه اين تكنيك را تمرين كنيد، تا وقتي كه بر هنر عكاسي  بارداري در  آتليه بارداري پنينگ مسلط شويد. براي كمك به شما در انجام اين كار، من شش نكته آسان را ليست كرده ام كه به شما كمك خواهد كرد عكس هاي پنينگ عالي بگيريد.

نكته: از اين تكنيك در اينترنت با نام هايي چون تكنيك مووينگ، تكنيك كشيدگي در عكاسي و عكاسي موشن نيز ياد شده است. كه نام اصولي آن تكنيك عكاسي پنينگ مي باشد كه به حركت يا كشيدگي دوربين طي نوردهي اشاره دارد.
۱
دوربين خود را بر روي مُد اولويت شاتر تنظيم كنيد
[عكاسي پنينگ]

اولويت شاتر (Tv براي كانن، S براي نيكون و ساير دوربين ها).

همانطور كه دوربين خود را نگه داشته ايد تا يك عكس پنينگ بگيريد، اولين كاري كه بايد انجام دهيد اين است كه مُد دوربين خود را بر روي اولويت شاتر تنظيم كنيد. عكاسي پنينگ چيزي جز انتخاب صحيح سرعت شاتر نيست – مقادير ديافراگم و ايزو در اينجا نقش چندان مهمي ايفا نمي كنند.

اين مُد به شما اجازه مي دهد تا سرعت شاتر را تنظيم كنيد، در حالي كه دوربين به مقادير ديافراگم و ايزو رسيدگي مي كند كه بسته به شرايط نور متفاوت خواهند بود.
۲
يك سرعت شاتر آهسته انتخاب كنيد
[عكاسي پنينگ]

سرعت شاتر براي پنينگ بر روي ۱/۳۰ ثانيه تنظيم شد.

همانطور در بالا اشاره كردم، مهم ترين المان نوردهي عكاسي پنينگ، سرعت شاتر است. بنابراين براي اين كه سوژه شارپ و پس زمينه در حركت به نظر برسد، بايد به شاتر اجازه دهيد تا براي يك مدت زمان كافي باز بماند.

براي ثبت عكس هاي پنينگ عالي، سرعت شاتر ايده آل هر چيزي بين ۱/۳۰ و ۱/۱۲۵ ثانيه است (هرچه سوژه سريعتر حركت كند، سرعت شاتر بايد سريعتر باشد). اين محدوده سرعت شاتر به دوربين زمان كافي مي دهد تا حركت را در عكس ثبت كند، در حاليكه سوژه را در فوكوس واضح يا شارپ نگه دارد.
۳
از يك سه پايه استفاده كنيد
[عكاسي پنينگ]

كليك بر روي دكمه شاتر به صورت دستي در يك سرعت شاتر آهسته تر ممكن است كمي لرزش در عكس هاي شما ايجاد كند. براي اطمينان از اين كه عكس هاي پنينگ شارپ مي گيريد، دوربين خود را بر روي يك سه پايه يا يك مونوپاد قرار دهيد تا در طول پنينگ لرزش دوربين را به حداقل برسانيد.

اين احتمال وجود دارد كه در حين پنينگ دوربينتان همراه با سوژه در حال حركت، بدن خود را نيز حركت دهيد و اين كمي لرزش در دوربين ايجاد مي كند. استفاده از يك سه پايه يا يك مونوپاد، حركات رو به بالا يا رو به پايين دوربين را به حداقل خواهد رساند و تنها به دوربين اجازه مي دهد كه از يك طرف به طرف ديگر حركت كند.

نكته: اگر قصد داشتيد عكاسي را دوربين در دست انجام دهيد، چرخش از ناحيه كمر مي تواند به كاهش لرزش كمك كند.
۴
دقيق فوكوس كنيد
[عكاسي پنينگ]

از آنجا كه سوژه به سرعت در ميان كادر حركت مي كند، واقعا مهم است كه فوكوس را به طور دقيق بر روي سوژه قفل كنيد. دو راه وجود دارد كه مي توانيد اين كار را انجام دهيد تا سوژه در فوكوس شارپ ظاهر شود، در حاليكه پس زمينه در حركت به نظر برسد.

تكنيك فوكوس خودكار: اگر تازه كار عكاسي پنينگ را شروع كرده ايد يا اگر در مورد فاصله سوژه از دوربين مطمئن نيستيد، هميشه از تكنيك فوكوس خودكار استفاده كنيد. براي اطمينان از اين كه به طور دقيق بر روي سوژه فوكوس مي كنيد، مُد رديابي فوكوس پيوسته (AF-C بر روي نيكون، و AI Servo براي كانن) را روشن كنيد. اين كار به دوربين شما كمك مي كند تا به طور پيوسته بر روي سوژه اي كه در ميان كادر حركت مي كند، فوكوس كند.

تكنيك فوكوس دستي: اگر در مورد فاصله اي كه سوژه از مقابل شما عبور مي كند مطمئن هستيد، آن وقت بهترين روش استفاده از يك تكنيك فوكوس دستي است. بنابراين از پيش بر روي نقطه اي كه سوژه شما از آن عبور خواهد كرد فوكوس كرده و سپس مُد فوكوس را به حالت دستي تغيير دهيد. اين تضمين مي كند كه شما بسيار سريعتر كليك كنيد، چون لنز شما به طور مداوم سوژه را شكار نمي كند. تنها دوربين خود را همراه با سوژه متحرك حركت دهيد و چند عكس بگيريد، بعدا بهترين عكس را از ميان آنها انتخاب كنيد.

نكته: به ياد داشته باشيد كه دوربين خود را بر روي حالت عكاسي متوالي يا پشت سر هم تنظيم كنيد تا هنگامي كه دكمه شاتر پايين نگه داشته مي شود، چند عكس گرفته شود.
۵
در موقعيت صحيح قرار گيريد
[عكاسي پنينگ]

سعي كنيد كمي فاصله بين دوربين خود و سوژه در حال حركت نگه داريد تا به دوربين فضاي كافي براي قفل سريع فوكوس بر روي سوژه بدهيد. اگر خيلي نزديك به سوژه در حال حركت قرار گيريد، اين احتمال وجود دارد كه لنز شما نتواند بر روي سوژه فوكوس كند، زيرا فاصله كوتاهتر از حداقل فاصله فوكوس است. همچنين نگه داشتن سوژه در كادر، زماني كه واقعا بزرگ باشد (كلوزآپ) سخت تر است.

عكس هاي پنينگ هنگامي كه كنتراست و حداقل دو يا چند رنگ در پس زمينه وجود داشته باشد، چشمگيرتر هستند. پس زمينه اي را تصور كنيد كه كنتراست يا تضاد رنگي ندارد و تنها يك رنگ دارد، در اين صورت به سختي بر روي عكس پنينگ شما تاثير خواهد داشت.
۶
همراه با سوژه حركت كنيد
[عكاسي پنينگ]

كل ايده عكاسي پنينگ، گرفتن يك عكس از يك سوژه در حال حركت است، در حاليكه دوربين خود را همراه با سوژه حركت مي دهيد. يك چيز كه بايد از آن مطمئن شويد اين است كه سرعتي كه در آن دوربين خود را حركت مي دهيد بايد با سرعتي كه سوژه در كادر شما حركت مي كند، مطابقت داشته باشد. سوژه را از چپ به راست (يا بالعكس) با همان سرعت دنبال كنيد و تا وقتي كه به وسط مي رسيد توقف نكنيد (مانند دنبال كردن توپ در گلف).

يك نكته طلايي كه مايلم به عنوان تجربه ام به اشتراك بگذارم اين است كه دكمه شاتر خود را تنها زماني فشار دهيد كه سوژه به موازات دوربين شما قرار داشته باشد. اين تضمين خواهد كرد كه سوژه شما كاملا در فوكوس باشد و شارپ به نظر برسد، در حاليكه مي توانيد ماتي حركتي پس زمينه را به خوبي به دست آوريد.


نويسنده: كونال مالهوترا (Kunal Malhotra)

منبع:

لنزك

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۸ مرداد ۱۳۹۷ ] [ ۰۹:۲۸:۵۲ ] [ آتليه كودك ] [ نظرات (0) ]

 در عكاسي اشتباهات رايج زيادي وجود دارد، اما احتمالا شايع ترين آنها عكاسي در مُد اولويت ديافراگم است، زماني كه اين بهترين انتخاب نيست.

موقعيت هاي زيادي وجود دارند كه در آنها عكاسي در مُد اولويت ديافراگم ايده آل است، مثل زماني كه شما از سه پايه استفاده مي كنيد و سرعت شاتر اهميتي ندارد، زماني كه در نور قوي خورشيد قرار داريد، زماني كه با يك لنز وايد از يك صحنه عكس مي گيريد و هيچ چيز حركت نمي كند، يا وقتي كه براي اهداف زيبايي شناسي يك عمق ميدان بسيار كم مي خواهيد.

با اين حال، در بيشتر موارد ديگر، بهتر است كه در مُد اولويت شاتر (يا مُد دستي) عكس بگيريد.

لامبورگيني، SoHo – اولويت سرعت شاتر مي تواند براي عكاسي بارداري در آتليه بارداري خياباني، كه در آن اغلب عكس هاي ناخودآگاه اتفاق مي افتند، و متوقف كردن حركت مهم است، بسيار موثرتر باشد.

من اين مشكل را اغلب زماني كه افراد در حال سفر هستند، مي بينم. آنها كل روز دوربين خود را بر روي مُد اولويت ديافراگم قرار مي دهند، و فراموش مي كنند كه بعضي وقت ها نور به اندازه كافي قوي نخواهد بود تا يك سرعت شاتر به اندازه كافي سريع براي جبران لرزش دوربين يا متوقف كردن سوژه هاي در حال حركت ارائه دهد، به خصوص اگر ديافراگم لنز آنها پايين تر از f/4 يا f/3.5 نرود.

نتيجه اين است كه آنها به خانه مي آيند و مي بينند كه بسياري از تصاويرشان تار شده اند، در حاليكه مي توانست اينطور نباشد.

سرعت شاتر شما مهم ترين عامل براي ايجاد يك تصوير واضح و شارپ است. قاعده كلي اين است كه سرعت شاتر بايد حداقل يك (واحد) بيشتر از فاصله كانوني لنز باشد تا لرزش دوربين دستي را جبران كند. من دوست دارم كمي سرعت بيشتر به آن اضافه كنم تا امن باشد، بنابراين اگر شما در ۵۰mm بر روي يك دوربين فول فريم عكس مي گيريد، سرعت شاتر را حداقل بر روي ۱/۸۰ ثانيه قرار دهيد. با اين حال بر روي يك دوربين كراپ سنسور، مانند يك دوربين APS-C، ۵۰mm ممكن است معادل يك ديد ۸۰mm باشد، بنابراين من حداقل در ۱/۱۰۰ ثانيه عكس مي گيرم.

اگر از مُد اولويت ديافراگم استفاده كنيد و در نور قوي و مستقيم قرار نداشته باشيد، مي توانيد ببينيد كه سرعت شاتر شما چقدر سريع و راحت مي تواند زير اين حد آستانه برود، به خصوص اگر از يك فاصله كانوني تله فوتو استفاده كنيد.
[عكاسي در مد اولويت شاتر]

پرندگان و هتل پلازا. يك عكس ناخودآگاه در مُد اولويت شاتر در ۱/۵۰۰ ثانيه و ايزو ۸۰۰٫ در مُد اولويت ديافراگم احتمال بسيار بيشتري وجود دارد كه بتوانم سرعت شاتر بسيار آهسته تري به دست آورم، به خصوص چون هوا ابري و هنگام غروب بود.

هنگامي كه سوژه هاي در حال حركت مانند اشخاص در يك صحنه وجود داشته باشند، ۱/۳۲۰ يا ۱/۲۵۰ ثانيه اغلب سرعت شاتر خوبي براي متوقف كردن حركت آنهاست. بنابراين در هنگام سفر، من از ۱/۳۲۰ ثانيه به عنوان سرعت شاتر پايه ام استفاده مي كنم، و براي موقعيت هايي كه هيچ حركتي وجود ندارد يا زماني كه نور بسيار كم است، آن را پايين تر مي آورم. اين كار تضمين مي كند كه صرف نظر از چيزي كه ثبت مي كنم، از جمله در لحظات ناخودآگاه، تصوير شارپ شود. اغلب، از آنجا كه من به اين طريق عكاسي مي كنم و همچنين ترجيح مي دهم با يك ديافراگم f/8 يا بالاتر عكس بگيرم، در مناطق داراي نور بسيار كم، ايزو را تا ۸۰۰، ۱۶۰۰ يا حتي ۳۲۰۰ بالا مي برم. اين كار زبري/ نويز بيشتري به تصوير اضافه مي كند، اما به ويژه در دوربين هاي ديجيتال جديدتر شما به سرعت متوجه خواهيد شد كه كيفيت تكنيكي و وضوح تصاوير شما با وجود اين زبري، در واقع بهتر خواهد شد.

اكنون ممكن است بگوييد كه هميشه مي توانيد در مُد اولويت ديافراگم (يا مُد دستي) عكس بگيريد و به سرعت شاترهاي مربوط به آن توجه كنيد، به طوري كه هيچ وقت مشكلي نداشته باشيد. اين عالي است، و در اين صورت، لطفا به عكاسي در مُد اولويت ديافراگم ادامه دهيد. من نمي خواهم شما را از عكاسي به شيوه اي كه براي شما خوب جواب مي دهد، بازدارم. اگر تنظيمات دوربين خود را خوب بدانيد، مي توانيد در هر شرايطي با هر يك از اين مُدها عكاسي كنيد.
[عكاسي در مد اولويت شاتر]

با اين حال، من به دانشجويان زيادي آموزش مي دهم و حدس مي زنم كه حدود ۸۰ درصد از آنها در مُد اولويت ديافراگم عكاسي مي كنند. بنابراين، وقتي به عكس هاي آنها نگاه مي كنم، بخش زيادي از تصاوير آنها تار است، يا وضوح خوبي ندارد. آنها به ديافراگم توجه نشان مي دهند اما براي يك عكس زوم مي كنند و توجه نمي كنند كه سرعت شاتر كمتر از فاصله كانوني آنهاست، يا متوجه نمي شوند كه سرعت شاتر خيلي كمتر از آن است كه حركت سوژه را متوقف كند. من متوجه شده ام كه اگر آنها در اين شرايط به مُد اولويت شاتر تغيير حالت دهند، سرعت شاتر را در ذهن آنها اول قرار مي دهد و آن وقت مي توانند به ديافراگم مربوط به آن توجه كنند تا به حداكثر عمق ميدان ممكن دست يابند (اگر شما عمدا به دنبال ايجاد عكسي با يك عمق ميدان كم هستيد، مُد اولويت ديافراگم ايده آل خواهد بود).

به خصوص براي عكاسي سفر در شهرها يا مناطق داراي جمعيت، اغلب وقتي من به دانشجويان توضيح مي دهم كه عكاسي در حدود ۱/۳۲۰ ثانيه و يك ايزوي بالاتر را امتحان كنند، آنها به سرعت در مورد اين كه تصاويرشان چقدر شارپ تر مي شود، صحبت مي كنند.

اين كار را امتحان كنيد و ببينيد آيا تصاوير شما هم شارپ تر مي شوند يا نه.

نويسنده: جيمز ماهر (James Maher)

منبع:

لنزك

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۶ مرداد ۱۳۹۷ ] [ ۰۹:۳۸:۱۱ ] [ آتليه كودك ] [ نظرات (0) ]

 در عكاسي افسانه هايي وجود دارند مثل اينكه هرگز نبايد سوژه را در مركز تصوير قرار دهيد يا مد نوردهي دستي بهترين مد براي عكاسي كودك در آتليه كودك است و شما بايد هميشه از سه پايه استفاده كنيد. در اين مطلب خواهيم گفت چرا اين ها افسانه هستند و خلاف آن ها را ثابت خواهيم كرد.


۱
دوربين هاي فول فريم بهتر هستند

يك دوربين فول فريم سنسور بزرگتري نسبت به يك دوربين كراپ سنسور دارد. اين بدين معني است كه شما ممكن است مگاپيكسل هاي بيشتر، يا مگاپيكسل هاي بزرگتر، يا حتي هر دو را به دست آوريد. اما هنگام انتخاب يك دوربين، عوامل مهم تر از مگاپيكسل نيز وجود دارد كه بايد در نظر بگيريد.

اول، دوربين هاي كراپ سنسور معمولا كوچكتر، سبك تر و بسيار ارزان تر هستند. دوم، اگر مي خواهيد از حيات وحش عكس بگيريد، با لنز تله فوتو بر روي يك دوربين كراپ سنسور دو برابر بُرد به دست خواهيد آورد. يك لنز ۴۰۰mm بر روي يك دوربين فول فريم معادل با ۶۰۰mm بر روي يك دوربين كراپ سنسور است. همچنين، اگر مي خواهيد از حيات وحش عكس بگيريد، يك عامل مهمتر از مگاپيكسل كه بايد در نظر بگيريد، تعداد فريم ها در هر ثانيه است.

چند سال پيش من به آفريقا رفتم تا از حيات وحش عكاسي كنم و دو دوربين با خودم بردم: يك دوربين فول فريم Canon 6D و يك دوربين كراپ سنسور Canon 7D. من متوجه شدم كه ۷D به دليل ميزان فريم هايي كه در هر ثانيه قادر به ثبت بود، براي اهداف من بسيار بهتر بود. تعداد فريم بر ثانيه ۶D (در آن زمان) ۴٫۵ fps و ۷D، ۸ fps بود. اين تفاوت در عمل بسيار زياد بود.
[افسانه عكاسي]
۲
هميشه از سه پايه استفاده كنيد

سه پايه يك قطعه تجهيزات ضروري براي هر عكاس است و معمولا وقتي شروع به استفاده از آن مي كنيد، متوجه يك بهبود بزرگ در كيفيت تصوير خواهيد شد. با اين حال، «هميشه» يكي از آن كلياتي است كه هميشه مصداق ندارد. من اغلب متوجه مي شوم كه عكاسان به يك صحنه مي رسند، سه پايه خود را برپا مي كنند، و سپس سعي مي كنند تركيب بندي اي كه دوست دارند را پيدا كنند. اين كار معمولا فرصت ها را محدود مي كند، چون آنها قبلا روي سه پايه گير كرده اند.

يك رويكرد بهتر اين است كه دست هاي خود را آزاد بگذاريد تا وقتي كه تركيب بندي مورد نظر خود را پيدا كنيد. سپس، وقتي آن را پيدا كرديد، سعي كنيد سه پايه خود را در موقعيت دقيق لازم جاي دهيد. گاهي اوقات متوجه خواهيد شد كه نمي توانيد آن را در جاي مورد نظر قرار دهيد. يا زاويه پايين تر از سه پايه شماست، يا سه پايه به اندازه كافي بلند نيست، يا آن موقعيت ثابت نيست. در اين صورت، سه پايه را به نفع به دست آوردن تركيب بندي مورد نظرتان كنار بگذاريد.

بيشتر بخوانيد: بهترين تنظيمات دوربين براي عكاسي مناظر بدون سه پايه
[افسانه عكاسي]
۳
براي ايجاد عكس هاي بهتر، به تجهيزات بهتر نياز داريد

متاسفانه، شما زماني به جايي خواهيد رسيد كه به تجهيزات بهتري براي انتقال ديدگاه خود با آنچه كه سعي داريد با عكاسي خود به دست آوريد، نياز داريد. اما مهم ترين چيز داشتن آن ديدگاه است. قبل از گرفتن تجهيزات جديد، مطمئن شويد كه از تجهيزات فعلي خود خسته شده ايد. قبل از هر كاري، از تمام عملكرد و ويژگي هايي كه تجهيزات فعلي شما دارند استفاده كرده و دقيقا بفهميد به چه چيزي نياز داريد كه آنها ندارند. سرزنش كردن لوازم قديمي و ارزان تنها يك بهانه است. يك عكاس واقعا خوب مي تواند تقريبا با هر دوربيني تصاوير عالي بگيرد.
۴
هيچ وقت سوژه خود را در وسط قرار ندهيد

آه، قانون يك سوم. نسبت طلايي. مارپيچ فيبوناچي. تمام ابزارهاي خوب وقتي بحث تركيب بندي مطرح باشد. اما فراموش نكنيد كه زيبايي را در تقارن ساده پيدا كنيد.

هنگامي كه شما در مورد چهره يك شخص فكر مي كنيد، زيباترين چهره متقارن ترين چهره است. همه چيز به تعادل، برابري نسبت، و هماهنگي بستگي دارد. كليد ايجاد يك تركيب بندي متقارن مطلوب در بي نقص بودن تقارن است. پس شما مي توانيد با ايجاد يك تقارن بي نقص با تركيب بندي مركزي سوژه خود را به زيبايي تركيب بندي كرده و به تصوير بكشيد.

بيشتر بخوانيد: عكاسي با تركيب بندي مركزي و شكستن قوانين
[افسانه عكاسي]
۵
مُد دستي بهترين مُد عكاسي است

خوب است كه همه عكاسان مشتاق، عكاسي در مُد دستي را ياد بگيرند، تا بر هر عامل در ايجاد نوردهي خود از جمله ديافراگم، سرعت شاتر و ايزو به طور جداگانه كنترل داشته باشيد. بدون شك اين يكي از بهترين راه هاي يادگيري نحوه كار دوربين شماست. با اين حال، هنگامي كه ياد گرفتيد چگونه از مُد دستي استفاده كنيد، چرا اجازه نمي دهيد دوربينتان كاري را كه در آن خوب است، انجام دهد؟ دوربين هاي اين روزها هوشمند هستند و شما كارهاي كمتري را بايد به صورت دستي انجام دهيد، و در پاسخ به يك صحنه در حال تغيير سريع تر خواهيد بود.

هنگامي كه شما در يك صحنه هستيد، قبل از اين كه مُد عكاسي خود را انتخاب كنيد، تصميم بگيريد كه كدام عوامل براي شما مهم هستند. به عنوان مثال، اگر سعي داريد عمدا يك سوژه را تار كنيد، سرعت شاتر مهم است. مي توانيد از مُد اولويت شاتر استفاده كرده و اجازه دهيد دوربين ديافراگم و ايزو را انتخاب كند. به اين ترتيب وقتي مي خواهيد سرعت شاتر را كوتاه تر يا طولاني تر كنيد، تنها بايد يك چيز را تغيير دهيد و دوربين خودش بقيه را تشخيص خواهد داد. به طور مشابه، ممكن است تصميم بگيريد كه عمق ميدان از همه مهمتر است، و اگر از يك سه پايه استفاده مي كنيد، سرعت شاتر ممكن است اصلا اهميت نداشته باشد. در اين صورت، مُد اولويت ديافراگم از همه راحت تر است.
[افسانه عكاسي]
۶
فرمت RAW بهتر از JPEG است

اين به كيفيت تصويري كه شما در تنظيمات دوربين خود انتخاب مي كنيد، اشاره دارد. شما مي توانيد انتخاب كنيد كه تصاويرتان به صورت فايل هاي RAW، JPEG، يا هر دو ذخيره شوند.

RAW بهتر از JPEG است، تنها اگر قصد داشته باشيد عكس هاي خود را پس پردازش كنيد، كه اكثر افراد اين كار را انجام مي دهند. يك فايل RAW حاوي داده هاي بيشتري است و در نتيجه شما آزادي بيشتري در پس پردازش خود داريد. با اين حال، اگر تازه شروع كرده ايد و هنوز به نقطه اي نرسيده ايد كه عكس هاي خود را پس پردازش كنيد، احتمالا بهتر است با فرمت JPEG عكس بگيريد.

در مُد JPEG، دوربين شما تصميماتي در مورد رنگ و كنتراست براي شما خواهد گرفت و عكس ها وقتي مستقيما از دوربين بيرون مي آيند، بهتر به نظر مي رسند. در نهايت، احتمالا به نقطه اي خواهيد رسيد كه مي خواهيد آن تصميمات را خودتان بگيريد. اين زماني است كه بايد فرمت خود را به RAW تغيير دهيد.
۷
عكاسي خوب به نور خوب نياز دارد

همه نورها خوب هستند. نكته اينجاست كه بدانيم چه نوع تصاويري را بايد تحت شرايط نوري موجود ايجاد كنيم. آيا نور خشن (سخت) داريد؟ به دنبال سايه هاي جالب بگرديد يا در سايه عكس بگيريد. نور نرم داريد؟ اين نور براي عكس هاي ماكرو ايده آل است. در مقابل خورشيد قرار داريد؟ سوژه هايي با اَشكال جالب براي سيلوئت پيدا كنيد.
[افسانه عكاسي]
ن
نتيجه گيري

به عنوان يك هنرمند به ياد داشته باشيد كه شما آزاد هستيد كه هنر خود را هر طور دوست داريد ايجاد كنيد. مي توانيد از ابزارهاي خود هر طور كه مناسب مي دانيد استفاده كنيد. مهم ترين چيز اين است كه يك ديدگاه (چشم انداز) داشته باشيد و سپس از ابزارها و تكنيك هاي خود استفاده كنيد تا به شما كمك كنند به آن ديدگاه دست يابيد.

شما افسانه هاي عكاسي ديگري مي دانيد كه بخواهيد در اينجا به اشتراك بگذاريد؟ لطفا آنها را در قسمت نظرات مطرح كنيد.

نويسنده: آن مك كينل (Anne McKinnell)

منبع:

لنزك

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۶ مرداد ۱۳۹۷ ] [ ۰۹:۳۶:۴۸ ] [ آتليه كودك ] [ نظرات (0) ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ]
.: Weblog Themes By bornablog :.

درباره وبلاگ

نويسندگان
نظرسنجی
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت لغو عضویت
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 0
دیروز : 0
افراد آنلاین : 1
همه : 14767
چت باکس
موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
امکانات وب